مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : جمعه 90/4/31
نظر

صبح جمعه آخرین روز تیرماه گرم 90 برای جلسه هماهنگی و راه اندازی مجدد گروه تواشیح مبین اردکان  ، کلید موسسه قرآنی را برداشته و به سوی موسسه راهی شدم. توی مسیر با نگاه به ساختمانهای شخصی و اداری و بانکی و ... در سطح خیابانهای اردکان حس حسرت و غربت تو وجودم ایجاد شد و این احساس وقتی به اوج رسید که به دم در ورودی موسسه ای رسیدم که به اسم قرآن و حضرت زهرا(س) مزین بود... هرچند در اوج سادگی و بی پولی و بی توجهی مسئولین  ، موسسات قرآنی مردمی اردکان توانسته اند قدمهای عظیمی در راستای نشر و ترویج قرآن کریم بردارند ولی ...

جالب آنجا بود که قبل از اینکه به نوشتن این متن اقدام نمایم ، در سایتها و وبلاگهای خبری اردکان ، اخبار مربوط به نفوذ و قدرت و توان و تاثیر مسئولین رده بالای شهراردکان در مسیر توسعه صنعتی و عمرانی شهر را مطالعه می کردم و برایم جالب بود که برخی مسئولین حوزه شهرستان اردکان که اعوان و انصارشان در رسانه های مجازی و غیر مجازی تمام توان خود را به کار گرفته اند که توسعه همه جانبه اردکان را به مسئول خاصی نسبت دهند ، توسعه فرهنگی دینی و قرآنی شهر را  فراموش کرده اند ،چرا که آن مسئول هم در حوزه دین و قرآن فعالیت قابل توجهی نداشته که بتوانند در بوق و کرنا نمایند.

و اینجاست که باز به یاد جمله ای مهم می افتم که خیلی از اساتید قرآنی در جلسات و در محافل به زبان می آورند که : قرآن و فعالیتهای قرآنی مهجور است .

البته حقیر اصلا این جمله را قبول ندارم و عقیده ام این است که قرآن شان و مقامی والا و آسمانی دارد و مهجور نمی تواند باشد و نیست و این ما انسانها هستیم که از قرآن و برکات معنوی آن مهجوریم ، و به مسئولین عزیز شهرستان هم باید گفت ، اگر موسسات قرآنی مردمی اردکان در بدترین فضای ممکن و با کمترین امکانات و با ضعیف ترین بودجه ها در حال فعالیت هستند ، نشان از مهجوریت قرآن و فعالیتهای قرآنی نیست ... نشان از مهجوریت مسئولین و بزرگان شهرمان از قرآن است ...

قصدم از این نوشتار گله و شکایت نیست و  قصد آن را ندارم که فعالیتهای بسیار موثر و ارزشمند مسئولین در راستای توسعه اقتصادی و عمرانی و صنعتی شهرمان را زیر سئوال ببرم ولی تنها غصه ام از این است که چرا مسئولین شهرمان  از نماینده گرفته تا  مسئولین رده پایین تر ... از قرآن و فعالیتهای قرآنی غافلند...

شاید آن چیزی که  در این صبح  گرم آفتابی جمعه  بغضی عمیق به گلویم نشاند ، تراکت رنگ و رو رفته ای بود که بر دیوار موسسه قرآنی نصب بود و روی آن حک شده بود (( امام خمینی(ره): کتاب انقلاب ما قرآن مجید است ...))

این نظام ، این امنیت و آرامش ، این همه پست و مقام و محبوبیت ، این همه توسعه اقتصادی و صنعتی و عمرانی ، این همه صندلی های ریاست و وکالت ، همه و همه مدیون انقلابی است که کتابش قرآن کریم است ... اگر اکنون مسئولین در پست و مقامی جولان می دهند ، اگر از رانت و نفوذشان در جای جای این مملکت اسلامی استفاده به جا یا نابجا می کنند ، اگر بودجه های خرد و کلان بیت المال با نفوذ مسئولی به راحتی جابجا می شود و... این نفوذ و قدرتشان همه از صدقه سری همین کتاب انقلاب است ...

آیا شایسته است که مسئولین ولی نعمت خود (قرآن ) را فراموش نمایند.

شاید هر پولی لیاقت آن را ندارد که در مسیر قرآن کریم هزینه شود و شاید خالصانه ترین پولها که همان کمک های نقدی و ذره ذره مردمی است پاکترین و عزیز ترین بودجه ایست که در مسیر قرآن کریم در شهرمان هزینه می شود و همین فعالیتهای کم حجم و خالصانه است که ماندگار خواهد ماند.

حال که در این روز جمعه و با این احساس دلتنگی و غربت و با این بغضی مبهم به این نوشتار پرداختم به جهت اطلاع دوستانی که خواننده این صفحه می باشند عرض می کنم که چند سالی است ،در راستای فعالیتهای قرآنی 2 موسسه قرآنی ( موسسه قرآنی نور الزهرا(س) ( واقع در خیابان امام خامنه ای ) و موسسه قرآنی بینات) با همت چند تن از فعالین قرآنی اردکان تاسیس شده و فعالیتهای آموزشی بسیار خوبی ارائه نموده اند و علی رغم  نیازهای فراوان ، تاکنون توجه ویژه ای به این دو موسسه نشده است...