مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : چهارشنبه 90/8/25
نظر

به دنیال برخی  اتفاقات و فعل و انفعالات کوچک و بزرگ  سیاسی و اجتماعی اخیر در شهرستان اردکان ، به ذهنم ناقص و ناتوانم خطور نمود تا نکاتی را برای خودم ، برخی دوستان ، خوانندگان خاص ، خواص و بزرگان شهر و ...  و از باب "" عاقلان را اشارتی کافی است ..."" متذکر شوم ...

نکته 1:

زاهدان کین جلوه در محراب و منبر می کنند        چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

-------------------------------------------------------------------------------------------------

نکته 2:

در فتنه 88 (که رهبر معظم انقلاب امام خامنه ای بارها و بارها در سخنانشان ابعاد آن را تببین و تشریح کرده اند) موارد زیر قابل تامل بود که باید همیشه سر لوحه افکار و اعتقادات مردم ایران باشد و همواره یادآوری شود:

الف:عده ای که خود  دیکتار بودند و دیکتاتور مآبانه رفتارمی کردند  شعار علیه دیکتاتوری را سرلوحه کار خود قرار دادند و منسوبین به نظام را دیکتاتور خوانند. جالب است همین افراد حاضر به تمکین رای مردم که نشانه بارز دموکراسی است ، نبودند. و جالب است شعار زنده باد مخالف من را سر می دهند و با شنیدن کوچکترین انتقاد و صدای مخالفتی از سوی شهروندی، تاب نمی آورند و  به طرد و حذف منتقد و مخالف  می پردازند.

ب: در فتنه 88 برخی که خود اهل هتک حرمت و هتاکی و افترا و دروغ و تقلب بودند و همیشه فضای جامعه را با اعمال ننگین خود آلوده می سازند ، ""برای عوامفریبی""، رقیب را به این گونه صفات خطاب کردند وشعارهایشان را بر همین مبنا تنظیم نمودند.( این طرفند شیطانی  هنوز هم در طیف طرفدار و حامی فتنه اجرا می شود ،چنانچه برخی دوستان که خود داعیه دار فرهنگند و در نوشتار و گفتارشان هیچ خط قرمزی را رعایت نمی کنند و بارها و بارها مسئول و غیر مسئول ، روحانی و غیر روحانی ، پیر وجوان ، حقیقی و حقوقی ، زن و مردو ... از تیغ زهر آگین افترا و هتک حرمت و توهین این دوستان بی بهره نبوده اند، نقاب مظلومیت بر چهره افکنده ایند ، تاجایی که در مجالسی فرمایشی جانماز آبکشان خود را زاهد دهر می پندارند و دیگران را به هتک حرمت و افترا  و توهین و التهاب آفرینی متهم می کنند...)

ج: توهم  پیروزی ناشی از فکری محدود آنها را بر آن داشت تا  رقیب را هیچ دانسته و جامعه را بی نیاز از همه جز خود فرض بنمایند در حالی که مردم و نظام عقیده اشان بر آن است که نیازی به این متوهمان فریب خورده نیست . و مثال آنها چونان مورچه ای است که در گودال کوچکی از آب افتاده و می پندارد دنیا را سیل برده است.

د:اهل فتنه فراموش کردند ، هنگامی اجازه حیات سیاسی دارند و هنگامی مورد حمایت عامه مردم خواهند بود که در دایره نظام و دردایره و محدوده و خط قرمزهای نظامی گام بردارند که مردم این کشور هم به این دایره معتقد و مقیدند. ( پس یادمان باشد حامیان فتنه ( و کسانی که هنوز هم در گفتار و نوشتارشان فتنه گران درصدرند و تصاویر و مطالب مربوط به مطرودین نظام و ملت  در نوشتارشان حرف اول را می زند ) در حال حاضر هم  از این موضوع مستثنی نخواهند بود) تا جایی که هنوز هم بارها و بارها مسئولین رده بالای کشوری ، برای حامیان فتنه و کسانی که در فتنه نقشی ولو کم داشته اند حق حیات سیاسی قائل نیستند و ورودشان به سیاست در دایره نظام را ممنوع اعلام می دارند ... البته بر اساس سعه صدر نظام ، بازگشت به آغوش نظام و تبری از فتنه و فتنه گران و شفاف سازی مواضع راهی است برای بازگشت ... بگذریم که در برخی مناطق و بر اساس برخی مصلحت اندیشی های باطل عده ای از مطرودین نظام و ملت موجبات انفعال برخی متصدیان امر را فراهم آورده است.

ه:مردم فهیم ، انقلابی و ولایتمدار  ایران اسلامی  ، همانگونه که با درایت و وسعت فکر و اندیشه و متابعت از فرامین ولی امر مسلمین جهان  ، بر آزمون بزرگ فتنه 88 ، مقتدرانه فائق آمدند، فتنه گران ، حامیان فتنه ، ساکتین درامر فتنه را به خوبی میشناسند و رویه  ""منفعلانه"" یا ""مقتدرانه "" خواص و بزرگان  در برابر این طیف را هم به خوبی تشخیص خواهند داد.

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

نکته 3:

( متن زیر مختصری از متن مقاله ای با عنوان " اخلاق سیاسی امام علی(ع) /با تکیه بر نامه مالک اشتر" می باشد که از سایت حوزه دات نت گرفته شده است)

چه خوب است تعریفی جامع از مصلحت سنجی و مصلحت اندیشی در امور سیاسی و اجتماعی ارائه شود... "مصلحت" واژه ای است که اندیشمندان مختلف در باب آن نظر داده اند و هر اندیشمندی در ذهن خود معنای ویژه ای را قرار می دهد و بر اساس آن داد سخن سر می دهد؛ در این میان از گفتار و کردار امیرمؤمنان بر می آید که وی به سه صورت "مصلحت" را مدنظر قرار می داند.

الف) اولین صورت، به مصلحت سنجی کرداری امام در برخی وقایع اختصاص دارد.به عنوان مثال امام علی(ع) در مسأله حکومت پس از فوت پیامبر(ص) مصلحت را در سکوت می دید،...

ب)فرمان های امیرالمومنین (ع) به رعایت مصلحت، یکی دیگر از صُور مصلحت سنجی وی به حساب می اید. یکی از این فرمان ها موظف نمودن کارگزاران سیاسی به احقاق حق هر یک از اقشار جامعه بر اساس مصلحت آنان است...

ج) آخرین صورت مصلحت سنجی جانشین بر حق پیامبر(ص)، به آموزه های مصلحت محور وی تعلق دارد. این آموزه ها در مفاهیمی چون چشم پوشی، صبر، راستی و درستی به چشم می اید. مصلحتی که در چشم پوشی نهفته است، چنان اثری دارد که گاه خلافکاری را از عمل خود باز می دارد. به علاوه صبر و تحمل، مصلحت خود را با روشن شدن واقعیت ها در گذر زمان به اثبات می رساند. از این رو حضرت معتقد است که از شتاب زدگی در امور باید پرهیز نمود. درنهایت راستی و درستی والاترین مصلحتی است که توجه مولای متقیان را به خود جلب نمود. به این خاطر، حضرت هیچ مصلحتی را فراتر از حق و عدالت نمی داند و هیچ مصلحت بینی دروغینی را بر نمی تابد.در این راستا وی برای رسیدن به عالی ترین اهداف هم به ابزارهای غیراخلاقی متوسل نمی شد و هیچ مصلحت اندیشی نیز نمی توانست کوچک ترین انحرافی در حرکت او از جاده حق به وجود آورد. از این رو آن حضرت مصلحت حکومتش را در گرو عدالت و خودداری از ستم گری می داند و در سیاستش هیچ جایی برای نیرنگ، مجامله یا پیروی از ستم، عوام فریبی، اغتشاش و برادرکشی قرار نمی دهد.به هر روی می توان این گونه نتیجه گرفت که مصلحت سنجی یکی از مؤلفه های اخلاقی کردن سیاست در حکومت علوی بود که هیچ تضادی با حق طلبی نداشت.

انشاء الله ادامه خواهد داشت...