مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : سه شنبه 93/5/14
نظر

بعضی از رذایل و بدی های اخلاقی مخصوص دین و آیین خاصی نیست و در تمام ملت ها و در بین تمام انسان ها بدی محسوب می گردد، بنابراین تمام افراد متخصص در جوامع مختلف خواستار از بین رفتن یا حداقل کم رنگ شدن آن می باشند و هر کدام راهکارهای مختلفی برای از بین بردن آن پیشنهاد می کنند.

بسیار جالب و خواندنی درباره دروغ گفتن!!

همین اهداف مشترک نیز باعث همدلی بیشتر بین انسان ها می گردد که در حال حاضر با توجه به وجود اختلافات و شکاف های گوناگون بسیار مورد نیاز است. با توجه به این که دین مبین اسلام دچار تحریف و انحراف نشده است از مهمترین منابع موجود می باشد که می توان از آن کمک گرفت و به آن استناد جست.

در رأس این منابع، قرآن معجزه الهی پیامبر اسلام (صلی الله و علیه و آله) می باشد که راهنمای بشر در سراشیبی ها و ناملایمات زندگی است و راهی را که دیگران در طی سال ها ، شاید با آزمون و خطا به ابعادی از آن دست پیدا کنند، بی منت در اختیارمان نهاده است که با استفاده صحیح و در جایگاه درست می توانیم از بسیاری از مشکلات جلوگیری نماییم و بسیاری از مصائب و رذایل اخلاقی را از بین ببریم.

در مورد دروغ آیات شریفه قرآن کریم را می توان به سه دسته تقسیم نمود:

اول ریشه دروغ، چرایی و عوامل آن، دوم آثار و عواقب دروغ در دنیا و سوم آثار دروغ در زندگی اخروی و جهان پس از مرگ.

در این چند سطر به صورت گزیده و خلاصه به بررسی این سه مورد پرداخته شده است امید به آنکه مورد استفاده خوانندگان گرامی قرار گیرد.

لفظ دروغ از کلماتی است که معانی مختلفی را در بر می گیرد. دروغ گاهی اوقات بر زبان جاری می شود و گاهی با انجام کار و امری است ولی تمام این موارد شامل گفتار یا عملی است که برخلاف واقعیت باشد.

دروغ، خلاف واقع و انتشار کذب نشان دهنده یک بیماری درونی است؛ شاید بتوان گفت شخصی که به دروغ و کذب دچار است دارای بیماری روانی می باشد، فردی که بیماری خود را انکار می کند ولیکن همانند علف هرزی با تار و پود و شخصیت وی عجین شده است.

دنیا با سختی و آسانی اش می گذرد و به پایان خواهد رسید اما متاسفانه بعضی از زندگی اخروی خویش غافلند، دروغ با ایمان به خداوند تبارک و تعالی سازگار نیست

 

شخصی که دروغ می گوید با واقعیات نمی تواند کنار بیاید. این واقعیات ممکن است در مرحله ای به ضرر وی باشد اما به یقین می توان گفت ضرری که به وی می زند کمتر از ضربه های دروغ است، زیرا فردی که دروغ می گوید باید با خلاف واقع زندگی نماید و همان دروغ، وی را به دروغ های بیشتر و بزرگتر دچار می سازد و زندگی وی را از حالت عادی خارج می سازد.

انسان تا زمانی که این راه را انتخاب نکرده است می تواند تصمیم گیری نموده و به آن دچار نگردد اما زمانی که قدم در این راه نهاد ، دیگر بازگشتی وجود ندارد و خاتمه این راه به آن چیزی که در ابتدا فکر می کرد نمی انجامد بلکه پایانش گمراهی، عدم رضایت خداوند و خلق خداوند است.

از طرف دیگر با توجه به متن آیات و روایات و همچنین تجارب و تحقیقات میدانی، دروغگو کم حافظه می گردد. (سوره یوسف آیه هجده) زیرا شخصی که دروغ می گوید باید تمام مسائل و اطراف صحبت خویش را بر طبق همان دروغ خویش مرتب، منظم و مرتبط سازد و با توجه به اینکه کثیری از مطالب خلاف واقع را به صورت یکباره به ذهنش می سپارد ، لاجرم در بازگو کردن آن دچار تشویش و آشفتگی ذهنی شده و خویشتن را رسوا می سازد.

گاهی اوقات بعضی از مردم برای توجیه رفتار بد خویش، تقسیم بندی های خاصی برای دروغ قائل می شوند که تنها خود به سبک آن واقف اند. دروغ بیماری است که وقتی کسی به آن دچار شد دیگر بزرگ و کوچک ندارد در آخر او را از پای در خواهد آورد مگر اینکه تغییری در رویه خویش داده ، از آن تبری جوید و خویشتن خویش را درمان نماید.

 

عواقب دروغ را جدی بگیریم

انسان زمانی که مرتکب دروغ می گردد دارای عواقب و جزایی است. این عواقب هم دنیوی است هم اخروی در این بخش به بعضی از آن ها اشاره می گردد:

کسانی که دروغ می گویند بعد از گذشت زمانی دچار دورویی و نفاق می شوند؛ زیرا باید بر نقشی سوار شوند که با حقیقت تطابق نداشته و ندارد؛ همین همواره ایشان را دچار دوگانگی و در طولانی مدت دچار چند شخصیت متضاد می نماید (سوره توبه آیه هفتادوهفت).

انسان دروغگو دچار ظن و گمان می گردد، وی هیچگاه با دیگران از در صدق و صفا وارد نشده است و گمان می کند که دیگران نیز همین گونه اند, همواره نسبت به دیگران شک دارد و نسبت به صحبت ها، اعمال و تصمیمات ایشان جبهه گیری می نماید و آرامش را از خود و اطرافیان سلب می کند.

انسان دروغگو عاقبت جایی دروغ هایش فاش می شود، شاید این پرده دیر افتد و این رسوایی دیر شکل گیرد و به طول بینجامد اما به هر حال عاقبت تشت رسوایی اش از بام خواهد افتاد.

آن زمان اعتماد دیگران نسبت به وی از بین خواهد رفت و سرمایه ای که دیر و سخت به دست می آید به راحتی از دست رفته و باز نخواهد گشت. ( سوره نحل آیه صد و پنج)

همین بی اعتمادی وی را به سوی انزوا و گوشه گیری سوق می دهد و از محیط کاری و زندگی سالم اجتماعی به دور می ماند.

با اندکی اندیشه و سیر در ابعاد رذیله اخلاقی دروغ در می یابیم که سرچشمه و بنیان بسیاری از گناهان ریز و درشت همانند ریا، تظاهر، و اختلافات فی ما بین (با درجات متفاوت) و... می باشد.

شخصی که به دروغ و کذب دچار است دارای بیماری روانی می باشد، فردی که بیماری خود را انکار می کند ولیکن همانند علف هرزی با تار و پود و شخصیت وی اجین شده است

 

«وای بر دروغگوی گنهکار» (سوره جاثیه آیه هفت) دنیا با سختی و آسانی اش می گذرد و به پایان خواهد رسید اما متأسفانه بعضی از زندگی اخروی خویش غافلند.

فراموش نکنیم که دروغ با ایمان به خداوند تبارک و تعالی سازگار نیست (سوره نحل آیه صد و پنج) زیرا کسی که مسبَّب و مسبِّب و پدید آورنده اسباب را، خداوند بداند ، دیگر در درون خود نیازی به بروز خلاف واقع نخواهد دید.

پروردگار می فرمایند دروغگویان هرگز رستگار نخواهند شد (سوره زمر آیه بیست و پنج) زیرا دروغ همانند باتلاقی است که عامل آن هرچه دست و پا زند بیش از پیش در آن فرو خواهد رفت. دروغگویان به نفرین حضرت باری تعالی دچار خواهند گشت (سوره ذاریات آیه دهم) و در قیامت رو سیاه محشور خواهند شد؛ (سوره زمر آیه شصت) زیرا عمری در دنیا به انتشار پلیدی و سیاهی پرداخته اند و همانا آخرت آیینه دنیاست.

با توجه به درک عواقب دنیوی و اخروی دروغ، باید افرادی که به این رذیله اخلاقی دچار شده اند، در جهت از بین بردن آن بکوشند.

 

به خودتان قول بدهید

راه های مختلفی برای از بین بردن این رذیله می توان پیشنهاد نمود که به تعدادی از آنها اشاره می گردد:

اول ایمان به خدای متعال است که از پدید آمدن خلاف واقع جلوگیری می نماید.

دوم تمرین راستگویی و صداقت است باید به خود قول داد که به هیچ وجه از راه راست منحرف نشد حتی اگر به ضرر خود باشد.

سوم تفکر به عاقبت کار و اینکه اگر خلاف آن به هر طریق مشهود گردد ، دیگر راه بازگشتی وجود ندارد، هیچ چیز به حقارت این چنینی نمی ارزد .

در آخر اینکه در ترک رذایل اخلاقی اگر توکل و عهدی با یگانه ی مهربان بسته شود و از خودش و در راه خودش مدد و یاری خواسته شود ، بی شک او بهترین پشتیبان خواهد بود.

 


منابع:

تقسیر نمونه مجلدات هشت، نهم، یازدهم، نوزدهم، بیست ویکم، بیست ودوم