طلوع یزد نوشت : تذکراتی به آقای تابش؛ تا خیلی دیر نشده است از خواب برخیزید!
نمی دانیم این عقیدهی قلبی و باور همیشگی آقای تابش است که «قانون اساسی میثاق ملی است» یا تازه به این کشف و شهود دست یافتهاند!
به گزارش طلوع یزد، چندی پیش آقای تابش نماینده محترم مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی در نطق میان دستور خود سخنانی ایراد فرمودند که به نظر می رسد ذکر چند نکته در مورد آنها خالی از لطف نباشد.
1) ایشان در بخش اول سخنان خود گفته است قانون اساسی میثاق ملی ملت است و از ضرورت التزام به آن سخن گفته اند. ما نمی دانیم این عقیدهی قلبی و باور همیشگی ایشان است یا تازه به این کشف و شهود دست یافتهاند. در اینجا این سؤال مطرح می شود که مگر جناح متبوعشان در فتنهی 88 و طی 8 ماه جنگ روانی و آشوب و جدل مبادرت به تمرد علنی و قانون شکنی واضح و آشکار نکردهاند؟ مگر زیر سؤال بردن انتخابات، مشروعیت زدایی از نهادهای رسمی و قانونی چون شورای نگهبان و وزارت کشور، برگزاری تجمعات و راهپیمایی های بدون مجوز، حمله به رکن رکین قانون اساسی یعنی جایگاه مقدس ولایت فقیه و … نمونه ی بارز قانون شکنی نیست و اگر نظر ایشان در مورد قانون اساسی فرض اول بوده باشد چه جوابی برای همراهی و تشویق و سکوت و تأیید عملکرد قانون شکنان در آن برهه از زمان دارند؟ و اگر هم فرض دوم صحیح باشد که جداً باید به خاطر کفایت ایشان در تصدی پست نمایندگی تبریک گفت. همچنین از نبود آزادی قلم و بیان همچنین عدم آزادی در برگزاری تجمعات و راهپیمایی ها گلایه کرده اند که در این مورد هم باید از ایشان بپرسیم: مگر روزهایی که (23 و 30 خرداد و… ) همان جناح متبوعشان از اقبال عمومی نسبی برخوردار بوده و جمعیتی ناآگاهانه به دنبالشان روان بودند نیازی به گرفتن مجوز برای این تجمعات احساس می کردند و اصلاً آیا مرجعی را قبول داشتند که بخواهند از آن مجوز بگیرند؟ مگر آن روزها که همپالگی هایشان سرمست از جام غرور نعره می زدند و یقه می دراندند و برای BBC و VOA خوراک خبری درست می کردند و از آن طرف هم از طرف اوباما و مرکل و سارکوزی پیام همراهی و مساعدت دریافت می کردند مجوز داشتند؟ حالا که کف گیر ته دیگ خورده و کسی برای نطق های عالی جنابان تره هم خورد نمی کند آقایان خود را نیازمند مجوز و آزادی برگزاری راهپیمایی می بینند؟
2)از قوه ی قضائیه خواسته اند که بر پایهی عدل الهی حکم کنند. ما نیز برخلاف دیگر موارد با ایشان هم عقیده ایم. اما به ایشان تذکر می دهیم که اگر خواسته شان بخواهد اجرا شود با محاربین و مفسدین فی الارض ممایشات نخواهد شد و ایشان و دوست عزیزشان (نماینده یزد) هم علی رغم همراهی و همکاری علنی طی 8 ماه فتنه و سکوت و تأیید اعمال فتنه گران طی مدت بعد از آن نه تنها با کمال آرامش بر صندلی نمایندگی تکیه خواهند زد بلکه در بهترین حالت به دوستان لندن نشینشان ملحق خواهند شد.
3) و اما در مورد پاک ترین و مؤمن ترین نیروهای کشور در عصر مبارزات ستم شاهی، ابتدا باید عرض کنیم تاریخ اسلام طلعه ها و زبیدها کم به خود ندیده است و به فرموده ی امام عزیزمان میزان حالی فعلی افراد است و بر همین مبنا آیا هم پیاله های جرج سوروس صهیونیست و جیره خواران BBC، هتاکان خواجوی روز عاشورا، اهانت کنندگان به امام راحل عزیز در 16 آذر و همچنین آنانکه در روز ولن تاین (25 بهمن) پیام عشق و دلدادگی برای اربابان صهیونیست خود می فرستند پیشتازان جنگ و شهادتند؟ که اگر چنین است باید پرسید جنگ با چه کسی و شهادت در راه کدام عقیده؟
4) از رواج کم سابقهی دروغ و تهمت و افترا و زوال معنویت و فرهنگ هم که دل همهمان خون است. اما طلایه داران این موج چه کسانی بودند؟ آیا کسانی که تقلب را که یک دروغ بزرگ بود و تهمتی ناروا به عنوان رمز آشوب خود انتخاب کردند و 8 ماه بر طبل آن کوبیدند مقصرند یا آنانکه جانانه دفاع کردند و به خاطر داشتن ریش و چادر کتک خوردند و فحش شنیدند؟
5) در مورد بخش پنجم هم که به حق بخشی از سخنان ایشان صحیح و استثنا مستدل است که ما هم مثل ایشان در این مورد مدعی هستیم و اما باید از ایشان پرسید منظورشان از متخصصان دلسوز و کاردان همان هایی است که پرونده ی استات اویل، شهرام جزایری، شهرداری تهران و … را زیر بغل دارند؟
6) کاهش منزلت بین المللی و از دست دادن منطق های ایران هم که واقعاً معضل بزرگی است. ترجیح دادیم بی واسطه نظر معمار بزرگ انقلاب را در این باره جویا شویم. محض اطلاع آقایان:
«ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه دار نمایند. بعضی مغرضین؟!! ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می دهند، و با دلسوزی های بی مورد و اعتراض های کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم شرق و غرب و ایادیشان افتاده است. که چه خوب است، این سؤال پاسخ داده شود که ملت های جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند! آری اگر ملت ایران از همه ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه ی معصومین- علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشاسند. ولی در همان حدی که آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منابع و …»
یادآوری می شود در آن دوران طلایی اصلاحات و عصر گفتگوی تمدن ها ایران عزیز محور شرارت نامیده شد و بی شرمانه تهدید به حملهی نظامی شد. جک استراو در مورد پلمپ کامل مراکز هسته ای گفت: «میوه ی عراق را در سعدآباد چیدیم.» و هزاران مورد دیگر.
«ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست ها و آمریکا و شوروی در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینی و شرافت مکتبی مان را لکه دار نمایند. بعضی مغرضین؟!! ما را به اعمال سیاست نفرت و کینه توزی در مجامع جهانی توصیف و مورد شماتت قرار می دهند، و با دلسوزی های بی مورد و اعتراض های کودکانه می گویند جمهوری اسلامی سبب دشمنی ها شده است و از چشم شرق و غرب و ایادیشان افتاده است. که چه خوب است، این سؤال پاسخ داده شود که ملت های جهان سوم و مسلمانان، و خصوصاً ملت ایران، در چه زمانی نزد غربی ها و شرقی ها احترام و اعتبار داشته اند که امروز بی اعتبار شده اند! آری اگر ملت ایران از همه ی اصول و موازین اسلامی و انقلابی خود عدول کند و خانه ی عزت و اعتبار پیامبر و ائمه ی معصومین- علیهم السلام- را با دست های خود ویران نماید، آن وقت ممکن است جهان خواران او را به عنوان یک ملت ضعیف و فقیر و بی فرهنگ به رسمیت بشاسند. ولی در همان حدی که آنها ابرقدرت باشند و ما ضعیف، آنها ولی و قیم باشند ما جیره خوار و حافظ منابع و …»
یادآوری می شود در آن دوران طلایی اصلاحات و عصر گفتگوی تمدن ها ایران عزیز محور شرارت نامیده شد و بی شرمانه تهدید به حملهی نظامی شد. جک استراو در مورد پلمپ کامل مراکز هسته ای گفت: «میوه ی عراق را در سعدآباد چیدیم.» و هزاران مورد دیگر.
7) آیا شعار قانون گرایی و سوءاستفاده از نفوذ معنوی برخی خانواده های شهدا و نزدیکان بیت امام (ره)، همچنین انتخاب رنگ سبز که نماد اسلام و اهل بیت- علیهم السلام- است برای باج خواهی و مطالبه ی ناحق از نظام اسلامی مصداق بارز مدعای شماره ی 8 نیست؟

9) ایشان از ضرورت آشتی با مردم سخن گفته اند. از ایشان سؤالی می کنیم کدام مردم و آشتی چه کسانی با مردم؟ همان مردمی که شیرینی مشارکت 40 میلیونیشان را زیاده خواهی و دنیاطلبی عدهای به کامشان تلخ کرد؟ همان مردمی که استغاثههای مقام عظمای ولایتشان به درگاه امام زمان (عج)، را از خیانت دوستان شنیدند و خونشان به جوش آمد؟ همان مردمی که هر روز شاهد توهین به مقدساتشان بودند و در آخر کاسهی صبرشان لبریز شد و حماسهی 9 دی را آفریدند و بارها و بارها خواستار محاکمه ی فتنه گران شدند؟ همان مردمی که پس از افتضاح 25 بهمن و سکوت معنی دار ایشان و دوستشان (تابش و اولیا) بارها و بارها تقاضای عذرخواهی و یا استعفای آن جنابان را نموده اند و …
اگر چنین است چه کسی باید با مردم آشتی کند؟ و اما در ادامه ایشان از احساس عمومی سخن رانده اند که مجلس مظهر اراده ی مردم نیست و نتایج از قبل مشخص است. باز از ایشان می پرسیم آیا مجلسی که تحصن می کند، بی شرمانه جام زهر به مقام عظمای ولایت عرضه می دارد، برای شیرین عبادی کارت دعوت می فرستد و … مظهر اراده ی ملت است و اما در مورد احتمال تقلب، این جمله ها برای شما آشنا نیستند. روزهای قبل از انتخابات ریاست جمهوری دهم و پس از نتایج نظرسنجی ها فرمول جین شارپ، تشکیک در انتخابات، تقلب رمزآشوب و … البته این جمله ها حاکی از این است که به حول و قوه ی الهی ایشان شکست خود را در انتخابات پیش رو حتمی می دانند (بنابر تجربه های قبلی) و پس از آن کسی که سیستم انتخاباتی یک کشور را قبول ندارد عاقلانه است که در آن انتخابات نامزد شود؟
و در پایان: «و إذا قیلَ لهُم لاتفبیدو فی الأرض قالوا إنما نحن مصلحون» «الا إنهم هم المفسدون ولکن لایشعرون» (بقره، 11 و 12)
نویسنده : طاهری