مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : سه شنبه 88/3/26
نظر
هواداران موسوی دراردکان بنرمقام معظم رهبری واحمدی نژاد
راپاره کردند.
خدایا تو چه هستی؟ خدایا تو که هستی که به ناگاه انسانها را ازعرش به فرش میآوری و منافقین را رسوا میکنی.   الله اکبر  الحمدلله
بسیارمختصر :
با عنایات امام جمعه اردکان درحمایت  تلویحی ازموسوی  از پشت تریبون نمازجمعه 88/3/22 و شاید به پشتوانه ایشان ، دیروزعصر ازساعت 5بعدازظهر تعداد20 الی 30 نفر ازفریب خوردگان وهواداران ستاد موسوی دراردکان به تحریک حجج اسلام عطری ومنصوری خواه وبا شبیه گردانی یک روحانی احمدآبادی دیگر بنام ... که دارای سوابق درخشان اخلاقی وفساد است ووخلعیت از لباس را دارد، مراسم اعتراض واجتماع خود را از مقابل مغازه میوه فروشی محمدسرافراز فرزند حسینعلی ریش (معروف به ممد دموکراسی) از نوچه ها وچاقوکشهای اصلاح طلبان اردکان واقع درسه راه پارک شهر مقابل بانک ملی ، آغاز نموده وبه پارک شهر رفته وازآنجا به مقابل پاسگاه عزیمت نموده و ضمن افراطی گری درحین ورود به پاسگاه قدری باطوم خوردند  وبازگشتند....وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود.
 دوباره به تحریک شیوخ منصوریخواه وعطری وآن آقای بدنام بسمت میدان پانزده خرداد رفته وجلوی مسجدجعفرزاده ودرمقابل ستاددکتراحمدی نژادشعار سرداده وبه فحاشی پرداخته وعکسهای احمدی نژاد را به آتش کشیدند....
وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود.
لازم به توضیح است که بعضی ازعکسهاوپوسترهای به آتش کشیده شده احمدی نژادمنقش به آیه های شریف قران وادعیه وتمثال مبارک مقام معظم رهبری بود.
... وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود.
سپس بسمت میدان شهدا رفته ودقایق زیادی جاده سنتو بین المللی را بستند وبعد ازآن به میدان بسیج (هفت حوض ) رفته و مقداری کف وشوت زده وبه سردادن شعارهای دره پیتی پرداختند وسپس درمقابل دروازه سیف ، پارچه سخنان مقام معظم رهبری وبنر بزرگ معظم له بهمراه دکتراحمدی نژاد که  به دیوار مسجد دوازده امام بیت الحسین نصب شده بود را  مورد اهانت وجسارت آب دهان قرار داده و پاره نمودند....
وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود.
سپس این گروه 30 الی40 نفره که تعداد زیادی ازمردم هم برای تفریح و وقت گذرانی به آنها پیوسته بودند، بسمت پارک شهر ومقابل مغازه مرد متشخص اصلاحات یعنی ممد دموکراسی بازگشته ودوباره به سردادن شعار پرداختند.

این گروه دوباره بسمت خیابان صدرآباد وحافظ رهسپار شدند وضمن ایجادترافیک ومزاحمت برای مغازه داران خیابانهای فوق، در تقاطع حافظ، صدرآباد، به آتش زدن بنری دیگر ازدکتراحمدی نژاد پرداخته وبه ایشان فحاشی نمودند.... وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود
به گزارش شهود حادثه ، یک از زنهای مستقر درآن خیابان به اعتراض به ایشان پرداخته که هواداران موسوی به ایرادضرب وشتم وفحاشی وهتک حرمت به آن زن پرداختند که باحضور تنی چند ازجوانان باغیرت ستادهای دکتراحمدی نژاد، قائله پایان یافت.... وفرمانداراصلاح طلب ما ورییس شورای تامین خواب بود
سپس هوادارن موسوی بسمت میدان انار عزیمت کرده که با حضور نیروهای انتظامی وعملیات آنها بعدازگذشت چند ساعت بدستور فرماندارترسو و آنهم با فشار از استانداری به فرماندار، متفرق شدند.
البته ایندفعه بعدازاینهمه خرابکاری چندساعته با شوک استانداری ، فرماندار ازخواب بیدار شد.
این حرکات و سکنات دیروزهواداران موسوی در شهرستان اردکان ، موج عجیبی ازنفرت و بدبینی در بین آحاد مردم اردکان گذاشت به نحوی که بسیاری ازکسانی که به موسوی رای داده بودند با گفتار علنی  در بین مردم ، اظهارندامت وپشیمانی میکردند.
                                                                  نقل از بچه محله کوشکنو
 حاشیه های یک اقدام زشت و نا آگاهانه هواداران موسوی در اردکان :
* در ابتدای این آشوب خیابانی نیروهای انتظامی از فیلم و عکس برداری جلو گیری می کردند ولی بعدا با شدت گرفتن این آشوبها عنان کنترل از دست دادند.
* ضعف نیروی های انتظامی و امنیتی و در این موضوع کاملا مشهود بود چرا که به راحتی میشد این اعتراضات را از ابتدا که شدت نگرفته بود با برخورد جدی در نطفه خاموش کرد.
* در اطراف و حواشی معترضی افرادی  غیر اردکانی بودند که به نظر این اعتراضات را رهبری می کردند ... حتی دوستان ما فردی با لباس نارنجی آستین کوتاه و گوشی به گوش را کاملا زیر نظر داشتند که از طریق تلفن همراه نسبت به پشتیبانی شعارهایی که معترضین می دادند اقدام می نمود.
* دستگیری یکی دوتن از معترضی موجب حمله آنها به کلانتری شهید رجایی شد.
* شاید معترضی از ترسو ترین انسانها بودند چرا : الف ) اگر انسان شجاعت داشته باشد اعتراضش را مستند از طریق مجاری قانونی پی می گیرد نه با هیاهو و هوچی بازی
ب)  لحظه ای  در این آشوبها اتفاق افتاد که خنده داره :‏ خودرو سواری وانت شرکت آب و فاضلاب می خواست از بین مردم عبور کند یک لحظه آژیر کشید همه معترضی از ترس آژیر پا به فرار گذاشتند
* یکی از دوستان در هنگام اذان مغرب به نزد آن روحانی نمای احمد آبادی رفت و ایشان به به نماز اول وقت و فضیلت آن متذکر شد که این روحانی نمای معلوم الحال در جواب گفت : ترکشی در مغز من است  و من نمی توانم و نباید نماز بخوانم .
* در سه راه حافظ که مثلا آقای عطری برای آرام کردن معترضین آمده بود بعد از اتمام ایراداتش مبنی بر دعوت معترضی به آرامش فرمودند ::‏ حالا بروید هرکار دوست دارید بکنید .
*...