به گزارش روز سه شنبه ایرنا، روزنامه کیهان در گزارشی اتاق فرمان آشوب های خیابانی را فاش کرد که متن گزارش به این شرح است: این آشوبها در تهران البته در واقع در حدود یک هفته قبل از انتخابات یعنی از زمانی آغاز شد که هواداران میرحسین موسوی با رنگ سبز در خیابانهای تهران حضور یافتند و به تبلیغ کاندیدای خود پرداختند.
همان ایام این تجمعات در موارد متعددی به آشوب و خشونت کشیده شد ولی موسوی نه در سخنرانیهای انتخاباتی و نه در برنامههای پی درپی تلویزیونی خود حاضر به موضعگیری علیه این افراد نشد چرا که تصور میکرد هرگونه اظهارنظری از این دست ممکن است به رای او صدمه بزند.
علاوه بر این، در همان ایام دو حادثه دیگر رخ داد که در بروز نا آرامیهای پس از انتخابات نقش عمده داشته است و حادثه نخست اعلام زود هنگام پیروزی توسط موسوی و یاران سیاسی وی بود طوری که به صراحت گفتند اگر کسی غیر از موسوی به عنوان پیروز انتخابات اعلام شود حتما تقلب شده (زهرا رهنورد) و از مردم خواستند برای گرفتن حق(؟!) خود در صحنه حضور پیدا کنند.
حادثه دوم نامه هاشمی رفسنجانی به رهبر معظم انقلاب بود که در آن به صراحت آشوبهای خیابانی را تایید و آن را اعتراض به حق مردم به دولت خوانده بود.
با وجود این که تصور میشد حضور پرشکوه و انتخابات قاطع مردم ایران در روز ? ???خرداد و فاصله ? ???میلیونی کاندیدای پیروز با رقیب خود همه حرف و حدیثها را خاتمه دهد به زودی معلوم شد که حدسهای پیش از انتخابات در اینباره که هدف اصلی عدهای از طیفهای رادیکال جریان اصلاحات نه پیروزی در انتخابات بلکه تدارک آشوب برای شکست بوده کاملا صحیح است و برنامه ریزی گسترده و عمیقی برای بحران آفرینی پس از انتخابات صورت گرفته است.
یکی از مهمترین علائم علاقمندی جریان اصلاح طلب به ایجاد آشوب و ناامنی، بی علاقگی واضح و صریح آنها به عدم پیگیری مسیرهای قانونی برای رسیدگی به ادعاهای خود است.
کاندیداهای بازنده انتخابات در حالی که خود میدانند مکانیسم قابل اعتماد و روشنی برای رسیدگی به اعتراضات آنها وجود دارد همچنان راه شانتاژ و بحران آفرینی، ایجاد درگیری میان هواداران خود و نیروی انتظامی در خیابان ها و مصاحبه با رسانههای بیگانه را به مراجعه به نهادهای رسمی ترجیح می دهند.
از دید بسیاری از ناظران علت این امر جز خالی بودن دست مدعیان از مدارک و اسناد کافی برای اثبات ادعای خود چیز دیگری نیست و برخی حتی عقیده دارند موسوی اگر مدرکی برای اثبات تقلب داشت بطور یقین آن را در رسانه ها منتشر میکرد
واقعا چگونه امکان دارد به اندازه ? ???میلیون رای تقلب شده باشد اما مدعیان نتوانند برای اثبات حتی یک ده هزارم آن اسناد و مدارک ارائه کنند و حال آنکه خود آنها پای تمام صندوقها حضور داشتهاند و بر مبنای این تحلیلهای کاملا ساده میتوان نتیجه گرفت که اغتشاش و آشوب برای برخی از بازیگرانی که در این صحنه حضور دارند یک هدف ذاتی است و ربطی به داستان اعتراض به انتخابات و امثال آن ندارد.
یکی از مهمترین مباحثی که باید در مورد ناآرامیهای اخیر در تهران به آن پرداخت این است که این آشوبها کاملا سازماندهی شده است و هم پول فراوان و هم نوعی برنامه ریزی منسجم در پس صحنه آن وجود دارد.
با توجه به شباهت تمام و کمال برنامههای اجرا شده توسط برخی عناصر خاص قبل و بعد از انتخابات به مدلهای انقلابهای رنگی انجام شده در آسیای میانه و اروپای شرقی و هم چنین وجود قرائن فراوان در مورد هماهنگ بودن آشوبگران و مزدور بودن بخش مهمی از آنها، این دیدگاه اکنون قوت یافته است که عوامل اصلی گرداننده این آشوبها با کانونهای اطلاعاتی بیرون از کشور به طور کامل مرتبط هستند و البته شناسایی و برخورد با آنها نیز با جدیت در حال پیگیری است.
مشکل اصلی طراحان این آشوبها اکنون این است که که در مرحله اول آشوب ها به هیچ وجه فراگیر نشده و فقط در چند منطقه شمال تهران محدود مانده و ثانیا ? ???میلیون نفری که به آقای احمدی نژاد رای دادهاند تا ابد این صحنهها را تماشا نخواهند کرد و اشارتی کافی است تا طومار همه اغتشاش گران درهم پیچیده شود.