مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/10/21
نظر

بار دیگر شاهد قرائت انشائی جسورانه از ریاست محترم مجلس جناب آقای علی لاریجانی خطاب به آمریکا و مقامات فاسدد عربستان بودیم. در سیاست گفته اند؛ اگر بلوفی از طرف دشمن جدی گرفته شود اثرش از چند جنگ بیشتر خواهد بود ولی اگر دشمن بداند که این تنها یک بلوف است و پشتوانه ی عملی به غیر از قرائت یک انشاء زیبا در پی ندارد! آنگاه پاسخش، زهی خیال باطل خواهد بود!

اقای لاریجانی در ابتدای جلسه علنی روز یکشنبه 20 دی 94 گفت: «در اقدامی که چندی پیش در مورد روادید در خلال بودجه آمریکا انجام گرفت، قطعا مخالف روح برجام بود و اگر آن را اصلاح نکنند، از طرف ایران مقابله به مثل خواهد شد و در این زمینه تدبیر شده است ... در مورد این چند طرح نیز اگر دولت آمریکا مانع نشود، نمایندگان ملت در مجلس طرح‌های مقابل آن را به اجرا در خواهند آورد ... چنانچه این مسیر را دنبال کنند، ما چه در زمینه دفاعی و چه در فعالیت هسته‌ای تجدیدنظر می‌کنیم.»

به جرأت می توان گفت؛ اگر آقای لاریجانی و همفکران ایشان در صحن علنی مجلس اجازه داده بودند که نمایندگان ملت، برجام را طبق اصول 77 و 125 قانون اساسی بررسی و تصویب نمایند، امروز نیازی به خواندن انشاء و بلوفهای بی حاصل و توخالی نبود، زیرا آمریکا به خوبی می داند که دستان ایران بخاطر ترس و بی تدبیری دولت اعتدال بسیارک خالی است و به جز بخش ناچیزی از تعهدات ایران همگی به مرحله اجراء در آمده است، پس رئیس مجلس پیش از اینکه ملت را سرگرم قرائت انشاء و فرافکنی کند، بهتر است بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی که قبلاً اجراء پروتکل الحاقی را به حالت تعلیق درآورده بودند و دولت بی تدبیر در حال اجراء دواطلبانه آن بر خلاف مصوبه مجلس می باشد، از دسترسی جاسوسان آژانس بین المللی به تأسیسات هسته ای کشور طبق پروتکل الحاقی جلوگیری نمایند تا کدخدا(آمریکا) از اقدامات شیطنت آمیز خود دست بردارد

جناب آقای لاریجانی بدانند؛ که وقت و زمان را از دست داده و نمی توانند از عنصر زمان برای تحت فشار قرار دادن آمریکا استفاده نمایند! پس رجز خوانی آقای لاریجانی همانند کسی است، که به فردی رسید و دید گریان است. سبب گریه اش را پرسید؛ آن شخص گفت: اگر یک دقیقه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی ماندم. سئوال کننده گفت: شما طوری گریه می کنی که انگار اتوبوس دو ساعت قبل رفته!
 


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/10/21
نظر

سیاستی بدون دیانت...

وقتی در عالم سیاست ، سیاسیون در عرصه بین المللی ، ذره ای دین نداشته باشند ، تمامی اهداف شوم خود را با طراحی سناریوهای پیچیده ای ، چنان محقق می کند که آخر کار ، خودشان هم از این موفقیت بیش از اندازه ذوق می کنند، چرا که  در مشی استعماری  سیاست منهای دیانت ، این سناریوهای از پیش طراحی شده برگرده ی همانهایی اجرا می شود که گاهی دین دارند ولی سیاستشان مثل دینداریشان همراه با بصیرت و فهم کامل نیست...

نمونه اش را این چند روزه  دیدیم ... سیاست بی دیانت استعماری یک سناریوی از پیش طراحی شده  ای را اجرا کرد ، که مهرهایش یک به یک به ترتیب  و هر کدام توسط مثلا گروههای مسلمان بی سیاست و بی بصیرت اجرا شد...

1-      رهبر شیعیان عربستان ( شیخ نمر) بدون هیچ دغدغه ای کشته شد آنهم توسط مسلمانان بی بصیرت عربستانی !

2-      به سفارت عربستان در ایران در اعتراض به این اقدام ، تعرض شد ، آنهم با یک بازیگردانی ساده و توسط  مهرهای بی بصیرت  و خود فروخته و فریب خورده و اجیر شده که اتفاقا مسلمان هم هستند  و تعداد زیادشان هم ایرانی !

3-      چند کشور مسلمان ، به سادگی بازی خوردند و روابطشان را باکشوری که می توانست الگوی بصیرت  و انقلابیگری برای آنها باشد ، قطع کردند !

4-      عوامل داخلی کشور مسلمان ایران ، که مثلا خود را اهل سیاست می دانند ، به سادگی فریب خوردند و عامل مورد های 2و3 را نیروهای ارزشی داخل نظام خوانند و حتی در برخی پیامها و بیانیه ها نیز این فریب خوردگی مشهود است و نوعی گرا به دشمن نشان دادن محسوب می شود . و باز هم سیاستمداران استعماری در این موضوع به ریش همه خندیدند و تفرقه ای عظیم داخلی را دامن زدند.

5-      بیانیه ها و محکومیتهای  حمله به سفارت عربستان که کاملا منطقی هم می باشد ،  سرپوشی شد برای اینکه انگشت اتهام بر سرکوبی تفکر شیعی به سمت اتهام وحشیانه بودن حمله به سفارت نشانه رود.

6-      اعتراضات جهانی و همه گیر بر علیه اقدام عربستان که می توانست تداوم داشته باشد و منجر به اعتراضات بین المللی شود و اذهان جهانیان را بر علیه ظلم و بیدادش بشوراند ، در نطفه خفه شد و شاید ، سناریوی بعدی سیاستمداران استعمارگر بی دین ، این باشد که رهبران انقلابی در دیگر کشورهای مسلمان را هم می شود همین گونه سرکوب کرد و دودش را به چشم خودمسلمانان سوق داد...

 


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : پنج شنبه 94/9/26
نظر

بنا بر اعلام رسمی وزارت کشور ثبت نام از کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری از امروز 26 آذر 94 آغاز می شود، که انتخابات مجلس خبرگان در این مقطع زمانی با توجه به تحرکات جریان نفاق از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، زیرا جریان نفاق که در فتنه پیچیده سال 88 در رسیدن به اهداف کثیف و حقیرانه ی خود در گردنه نهم دی توسط ملت فهیم و انقلابی ایران عزیز متوقف شد، در این برهه حساس، بدنبال انتقام از ولایت، انقلاب اسلامی و مردم هستند و لذا از مدتها قبل استراتژی نفوذ در مجلس خبرگان را با دو هدف نفسانی دنبال می نمایند.

در اینجا سئوالی مطرح است که جریان نفاق و فتنه گران سال 88 از مجلس خبرگان رهبری که محل اجتهاد و بررسی توانمندی و صلاحیت رهبری است، چه می خواهند و چه اهدافی را دنبال می نمایند؟

آیا می خواهند تفکرات حزبی و گروهی را که حاصلی جز جنجال آفرینی سیاسی برای کشور در بر نداشته، به درون مجلس خبرگان هم بکشانند، تا شاید آنچه را که با فتنه سال 88 بدست نیاوردند، در بگو مگوهای سیاسی خبرگان رهبری درو نمایند و در نهایت طرح منافقانه ی  "شورایی نمودن رهبری" و یا "رهبری فردی سمبلیک" که تحت نفوذ جریان نفاق باشد، شکل گیرد، تا در سر بزنگاه ها، بر سر نیزه برند و "پروژه حکمیت" را مطرح  کنند، شورای رهبری و یا رهبر فردی سمبلیک وادار به پذیرش حکمیت، همانند پایان غمبار جنگ صفین گردند، تا پروژه براندازی نظام اسلامی فتنه های آینده در برخورد با "گردنه نهم دی" متوقف نگردند و "پروژه نفوذ آمریکا"در "پسا برجام" محقق گردد.

جریان نفاق از مجلس خبرگانی که با معیارهای اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله و سلم و امام راحل و بزرگوارمان هماهنگی داشته باشد، به شدت می ترسد و لذا منافقانه بدنبال تغییر معیارهای آن بر اساس الگوی اسلام آمریکائی و یا همان "اسلام زر و زور و تزویر" است!

جریان نفاق برای عملیاتی نمودن پروژه نفوذ در مجلس خبرگان، از مدتها قبل حمله به نهاد شورای نگهبان و تضعیف آن را در دستور کاری خود قرار داده و به موازات آن به پروژه آیت الله سازی و علامه سازی روی آورده،  در صورتی که هیچ مرجع معظم تقلید و یا مراکز علمی معتبر حوزوی، فی البداهه به کسی، بدون داشتن شرایط و صلاحیت علمی و اخلاقی لازم، لقب علامه اعطا نمی کنند!

ولذا ملت انقلابی و فهیم ایران اسلامی باید به هوش باشند که جریان نفاق برای آینده خبرگان رهبری، نقشه های خطرناکی کشیده اند، که به فضل الهی و خون مطهر شهداء والا مقام انقلاب اسلامی و ایجاد نهضت بزرگ روشنگری توسط عمارهای نظام اسلامی، توطئه شیطانی "جریان نفاق زر و زور و تزویر"به شکست انجامیده و رسوا خواهند شد و در نهایت راه مقدس انقلاب شکومند اسلامی مان که با رهبری امام خامنه ای مورد قبول مستضعفین جهان قرار گرفته، با انقلاب جهانی حضرت بقیة الله الاعظم به ثمر خواهد نشست.

انشاءالله


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/9/23
نظر

وَ إِذْ یَمْکُرُ بِکَ الَّذینَ کَفَرُوا لِیُثْبِتُوکَ أَوْ یَقْتُلُوکَ أَوْ یُخْرِجُوکَ وَ یَمْکُرُونَ وَ یَمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ . (سوره انفال/آیه 3)

و آن هنگام را به یادآور که کافران درباره تو مکری کردند تا در بندت افکنند یا بکشندت یا از شهر بیرون سازند. آنان مکر کردند و خدا نیز مکر کرد و خدا بهترین مکرکنندگان است.
این آیه در حقیقت به ماجرای لیلة المبیت اشاره دارد که امیر المومنین (ع)به جای پیامبر اکرم (ص)در هنگامی که پیامبر(ص) قصد هجرت به مدینه را داشتند در بستر ایشان خوابیدند و توطئه کفار مکه در به قتل رساندن ایشان را برملا نمودند و ناکام گذاشتند.

در آن شب در شأن علی (ع) و ایثار و فداکاری خالصانه‌اش آیه نازل گردید: «وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بالْعِبَاد؛

از مردم کسی هست که جانش را برای خریدن رضای خداوند بفروشد و خداوند نیز با بندگان رئوف و مهربان است».(آیه 207 سوره بقره)

لیلة‌المبیت چه شبی ست ؟ { شرح آیه لیلة المبیت }

لیلة‌المبیت چه شبی ست ؟ { شرح آیه لیلة المبیت }

در سال سیزدهم بعثت به دنبال انعقاد پیمان عقبه دوم در شب سیزدهم ذى حجه، میان پیامبر اسلام و یثربیان که مردم مدینه پیامبر را به شهر خودشان دعوت کردند و در برابر تهاجم قریشیان آماده دفاع و حمایت از پیامبر شدند، از فرداى آن روز مسلمانان مکه به تدریج به آن دیار هجرت نمودند. سران قریش که بعداً به این جریان پى بردند، احساس خطر کردند و در پى چاره برآمدند.

در آخر ماه صفر سال چهاردهم بعثت در دارالندوة (مجلس شوراى مکه) اجتماع نمودند. در این شورا برخى پیشنهاد کردند که پیامبر را تبعید یا زندانى کنند، ولى این پیشنهاد به تصویب نرسید. پیشنهاد دیگرى مطرح شد که پیامبر را به قتل برسانند، که به تصویب رسید، با این شرط که شبانه به صورت دسته جمعى و از همه قبایل بر سر حضرت محمد بریزند و او را در بستر خواب قطعه قطعه کنند. در این صورت قاتل یک نفر نخواهد بود و بنى هاشم نمى‏توانند با همه جنگ کند. و ماجرا ناچار با گرفتن خون بها فیصله مى‏یابد. سران قریش براى اجراى این نقشه شب اول ربیع الاول را انتخاب نمودند.
خداوند از طریق پیک وحى پیامبر را از این نقشه آگاه نمود. «و اذ یمکر بک الذین کفروا لیثبتوک أو یقتلوک أو یخرجوک و یمکرون و یمکر الله والله خیر الماکرین؛ به یادآور هنگامى را که کافران نقشه مى‏کشیدند که تو را به زندان بیافکنند، یا به قتل برسانند و یا از مکه خارج سازند. آنان چاره مى‏اندیشیدند و خداوند هم چاره مى‏اندیشد و تدبیر مى‏کند و خدا بهترین چاره جویان است».(سوره انفال (8) آیه 30)
پیامبر(ص) براى خنثى کردن نقشه دشمن از شیوه «رد گم کردن» استفاده کرد و بدین منظور با على(ع) صحبت کرد و فرمود: امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزى را که من هر شب بر روى خود مى‏کشیدم، بر روى خود بکش تا تصور کنند من در بستر خفته‏ام و موقتاً از تعقیب من دست بردارند. على(ع) به دستور پیامبر(ص) جامه عمل پوشاند. مأموران قریش از سرشب خانه پیامبر را محاصره کردند، که تا صبح ادامه داشت و سپس با شمشیرهاى برهنه به خانه هجوم بردند. على(ع) از بستر برخاست. آنان با دیدن على(ع) سخت بر آشتفتند و به وى گفتند: محمد کجا است؟ حضرت فرمود: مگر او را به من سپرده بودید که از من بخواهید؟! در این هنگام به سوى على(ع) یورش بردند و به نقل برخى از مورخان او را آزردند و آن گاه وى را به سوى مسجدالحرام کشیدند و پس از بازداشت مختصرى او را رها کردند(تاریخ طبرى، ج‏2، ص 444.) و در پى تعقیب پیامبر برآمدند. این شب را که حضرت على(ع) در بستر پیامبر خوابید و خودش را براى سلامتى پیامبر در معرض خطر قرار داد، لیلةالمبیت مى‏نامند. قرآن درباره فداکارى این شب على(ع) مى‏فرماید: «و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله والله رؤف بالعباد؛(بقره (2) آیه 207) برخى از مردم با ایمان(على در لیلةالمبیت) جان خود را براى کسب خشنودى خدا مى‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

ماجرای لیله المبیت در قرآن کریم

هجرت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از مکّه به مدینه
یکی از داستان‎های مهم زندگی پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ ماجرای عظیم هجرت او و یارانش از مکّه به مدینه است، چنان که قرآن در سوره انفال آیه 30، و سوره بقره آیه 207 به این مطلب اشاره کرده است، که خلاصه‎اش چنین است:
هنگامی که مسلمانان در مکّه در فشار و آزار شدید مشرکان قرار گرفتند، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ، مسلمانان را به هجرت به مدینه دستور داد، مشرکان احساس خطر شدید کردند...

و با خود گفتند: هجرت مسلمانان به مدینه موجب تشکّل آنها در مدینه شده، و در آینده نزدیک، کار را بر ما سخت خواهد کرد. سران آنها در «دار النَّدوَه» مجلس شورای خود اجتماع کردند، و هر کدام در مورد جلوگیری از اسلام و دعوت پیامبر، پیشنهادی نمودند، چنان که در آیه 30 سوره انفال به این توطئه، اشاره شده است.در این زمان بود که ابلیس خود را به شکل یه پیرمرد مسن درآورده و به مجلس وارد شد و پیشنهاد خود را مطرح کرد
سرانجام پیشنهاد ابوجهل تصویب شد، پیشنهاد او این بود که: «از هر قبیله‎ای، یک جوان شجاع به عنوان نماینده انتخاب شود، و همه آن نمایندگان در یک شب، خانه پیامبر را محاصره کنند، و به سوی او حمله کرده و او را در رختخوابش بکشند.»
آن شب فرا رسید، جبرئیل ماجرای توطئه کودتاچیان را به پیامبر خبر داد. پیامبر ماجرا را به علی ـ علیه السلام ـ خبر داد، و به او فرمود: «امشب در رختخواب من بخواب، تا کافران گمان کنند که من در رختخواب خود خوابیده‎ام، به انتظار من در بیرون خانه بمانند و من پنهانی از خانه خارج شوم.»
با این که خوابیدن در رختخواب پیامبر و افکندن روپوش سبز پیامبر بر روی خود، صد در صد خطرناک بود، حضرت علی با جان و دل، این پیشنهاد را پذیرفت، و در رختخواب آن حضرت خوابید. آن شب نمایندگان مشرکان، با شمشیرهای برهنه، خانه پیامبر را محاصره کردند، پیامبر شبانه، بی‎آنکه مشرکان متوجه شوند، در تاریکی شب از خانه بیرون آمد و به سوی غار ثور که در هفت کیلومتری جنوب مکّه قرار گرفته، رفت و در آن جا مخفی شد، در این هنگام ابوبکر نیز همراه پیامبر بود.
سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از غار ثور به سوی مدینه هجرت نمود، آن حضرت در روز پنجشنبه اول ربیع الاول سال 13 بعثت از مکّه خارج شد و در روز 12 همین ماه به مدینه وارد گردید.[اقتباس از سیره ابن هشام، ج 2، ص 126 به بعد؛ ناسخ التواریخ هجرت، ج 1، ص 14]
مباهات خدا به فرشتگان در مورد خوابیدن علی ـ علیه السلام ـ
جبرئیل و میکائیل از سوی خداوند، کنار رختخواب حضرت علی ـ علیه السلام ـ آمدند، جبرئیل به آن حضرت گفت:
«به به! کیست مثل تو ای فرزند ابوطالب، که فرشتگان به وجود تو (و فداکاری تو) مباهات می‎کنند.» آن گاه این آیه را از طرف خداوند، در شأن علی ـ علیه السلام ـ، به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل کرد:
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ؛ بعضی از مردم (فداکار و باایمان، هم چون علی ـ علیه السلام ـ به هنگام خفتن در جایگاه پیامبر) جان خود را در برابر خشنودی خدا می‎فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.»[تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 23 و 29. (بقره، 207)]

 

لیلة المبیت به عقیده اهل تسنن

شب اول ماه ربیع الاول به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصدهجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مؤمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان و نجات جان پیامبر، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید

مفسر معروف اهل تسنن ثعلبی می گوید: هنگامی که پیغمبر اسلام تصمیم گرفت مهاجرت کند، برای ادای دین های خود و تحویل دادن امانت هایی که نزد او بود علی علیه السلام را به جای خویش قرار داد و شب هنگام که می خواست به سوی غار ثور برود و مشرکان اطراف خانه را برای حمله به او محاصره کرده بودند،

از علی علیه السلام خواست تا در بستر او بخوابد و پارچه ی سبز رنگی (برد حضرمی ) که مخصوص خود پیامبر صلی الله و علیه و آله بود روی خویش بکشد، در این هنگام خداوند به جبرئیل و میکائیل وحی فرستاد که من بین شما برادری ایجاد کردم و عمر یکی از شما را طولانی تر قرار دادم،کدام یک از شما حاضر است ایثار به نفس کند و زندگی دیگری را بر خود مقدم دارد؟

هیچکدام حاضر نشدند، به آنها وحی شد اکنون علی علیه السلام در بستر پیامبر من خوابیده و آماده شده جان خویش را فدای او سازد، به زمین بروید و حافظ و نگهبان او باشید

هنگامی که جبرئیل بالا سر و میکائیل پایین پای علی علیه السلام نشسته بودند جبرئیل می گفت: به به!! آفرین به تو ای علی خداوند به واسطه ی تو بر فرشتگان مباهات می کند. در این هنگام آیه ی فوق نازل گردید و به همین دلیل آن شب تاریخی به نام لیلة المبیت نامیده شده است

ابو جعفر اسکافی می گوید: همان طور که ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه ج3 ص270 ذکر کرده است ،جریان خوابیدن علی علیه السلام در بستر پیغمبر به تواتر ثابت شده است و غیر از کسانی که مسلمان نیستند و افراد سبک مغز آن را انکار نمی کنند


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : سه شنبه 94/9/17
نظر

با خبر شدیم که دوست و برادر گرامی،  استاد ابوالفضل علامی از اساتید و محققین برجسته قرآنی کشور ، در اثر ضایعه سکته قلبی دار فانی را وداع گفته است.

ضمن تسلیت این ضایعه عظیم به جامعه قرآنی ایران برای این بزرگوار آرزوی غفران ابدی داریم.

حقیر افتخار دارم که هر چند مدتی کوتاه از محضر استاد علامی کسب فیض و تلمذ نموده ام.

به نقل از فارس، استاد ابوالفضل علامی قاری، مدرس و داور بین‌المللی قرآن کریم ساعاتی پیش در سن 57 سالگی دار فانی را وداع گفت.
این استاد قرآن کریم دقایقی پس از اقامه نماز مغرب و عشا و در حال آمادگی برای آغاز جلسه قرآن بر اثر سکته قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
ابوالفضل علامی متولد 1337 قم است. وی از سن 22 سالگی وارد حوزه علمیه قم شد و در کنار آن به آموختن علوم قرآن پرداخت. این استاد عزیز از همان سال‌ها به تدریس علومی مانند تجوید و علوم قرائت پرداخت.
از استاد علامی کتب و آثار پژوهشی بسیار و طراحی نرم‌افزار‌های مختلف قرآنی بر جای مانده.

نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/9/16
نظر

امروزه با پیشرفت علم و فناوری، مردم می­کوشند تا از راه­های گوناگون، اندام متناسب و زیبایی
داشته باشند.  

انواع تخصص ­ها در زمینه ­ی تغذیه، اندام و ... ایجاد شده و هر روزه به مشتریان این قبیل شغل­ها افزوده می
شود.

حفظ اندام در بهترین شکل آن، از دغدغه­ هایی است که باعث شده تا مردم در مصرف بسیاری از
مواد غذایی و خوراکی دقت ­نظر بالایی داشته­ باشند.

دست­ یافتن به ظاهری زیبا و متناسب، هم­راه با مشقت­ها و سختی­هایی است که بدونِ تحملِ آن­ها
و پرهیز از بعضی عادات، ممکن و میسر نیست.

مشقت در این عرصه مشغولیتی است که ما بدان اهمیت زیادی می­دهیم؛
حال آن­که عرصه ­های  گوناگونِ دیگری نیز نیازمند
چنین سخت­کوشی­ هایی هستند؛ لیک ما بدان­ها اعتنایی نمی­ کنیم و از آن­ها غافل مانده ­ایم.

جای بسی تعجب است که ما انسان­ها در انتخابِ غذاهای جسمی تا این حد دقت ­نظر به خرج می دهیم؛
اما در مورد غذای روح ِخود و کسب علوم ِ دینی تا این حد بی­ تفاوت­ ایم.  

مگر نه این است که یک غذای سمّی به­راحتی انسان را از پای در می­آورد و سلامت او را به
خطر می ­­افکند؛ پس چگونه خواندن ِیک کتاب ِشبهه ­آلود یا یک رمانِ تحریک ­کننده نمی تواند
روحِ انسان را بمیراند؟

مگر پیامبر اکرم صلی­ الله­ علیه ­وآله در حدیث شریف ثَقَلین[قالَ رَسُولُ اللهِ صلی­ الله ­علیه­ وآله:« اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتابَ اللهِ وَ عِتْرَتی ما اِنْ تَمَسَّکْتُم بِهِما لَنْ تَضِلُّوا بَعدی اَبَداً وَ اِنَّهُما لَن یفْتَرِقا حَتّی یرِدا عَلَی الحَوضَ »:« من درمیان شما دو چیز گران­بها باقی می گذارم: کتاب خدا و خاندانم. تنها اگر به این دوچنگ زنید، بعد از من گم­راه نخواهید شد و این دو ( قرآن و اهل بیت علیهم السلام) هیچگاه از هم جدا نمی شوند تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. ] تنها قرآن و اهل بیت علیهم­السلام را به عنوانِ یگانه آبشخورِ هدایتِ ما معرفی نکرده ­اند؟!

پس چرا ما قرآن و نهج البلاغه و اصول کافی را کنار نهاده، عمر خود را با خواندن ِمجلات و
مقالات بیهوده و محرّک، تباه سازیم؟

حال به کلام خداوند در مورد طعام دقت کنید: ? فَلْینظُرِ
الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ ?[عبس(80): 24]:? انسان باید در غذای خود به دقت نظر کند (که چه چیز بخورد و
چه چیز نخورد)?

با کمی دقت نظر متوجه می­شویم اگرچه انسان باید به دقت، آن­چه تناول می­کند و از آن سیر می
شود را بررسی کند؛ اما شاید به دور از انصاف باشد که این کلام خدا را فقط در مورد
غذای جسمانی بدانیم و از عمق آن آگاه نباشیم.

در روایات، از امامان معصوم علیهم ­السلام چنین سؤال شده که منظور از طعام در این آیه چیست؟ در پاسخ
فرموده ­اند که منظور از طعام، علمی است که شخص کسب می­­کند؛ باید دقت کند این علم
از چه کسی به او می­رسد.[بحارالانوار2: 96، ح 38]

بر این اساس، دقتِ ما در تهیه­ی غذای روح باید چندین برابر بیش از غذای جسم باشد. تن آدمی
به مثابه­ ی لباس برای روحِ اوست؛ پس چه شده که ما تا به این حد به غذای لباسِ خود
این چنین اهمیت می ­دهیم و از غذای روحمان غافل شد ه ­ا یم؟! نکند که ما قرآن و عترت
را زمین نهاده ­ایم و از مکتوبات ِزمینیان روحمان را غذا داده ­ایم؟! نکند که خالق
خود را فراموش کرده و به دنبال مخلوق به راه افتاده ­ایم؟!

امروزه باید خیلی مراقب بود! آبشخورهای علمی بسیار زیاد شده:

مجلات، روزنامه ها، کتاب­ها، رادیو، تلویزیون، ماهواره و اینترنت،
و هر یک با دستورالعمل و سلیقه ای برای تغذیه­ی روح.

انسانِ عاقل کسی است که قرآن و عترت را به عنوان تنها چشمه ی زلال حقایق و یگانه آبشخور هدایت
خود برگزیند که اگر چنین نکند، در روز قیامت در مقابل پیامبراکرم صلی­ الله ­علیه­ وآله هیچ پاسخی نخواهد داشت که می­ فرمایند: ? یا رَبِّ اِنَّ قَومِی اتَّخَذُوا
هذَا القُرآنَ مَهجُوراً.?[فرقان(25): 30]

 


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : یکشنبه 94/9/15
نظر

بکوشید تا از دنیا که دوره ی آن کوتاه است برای آخرت که دوره اش دراز و طولانی است  توشه بر گیرید ،چون دنیاجای کار و عمل است و آخرت سرای ماندن و پاداش دیدن.


حضرت امیر المؤمنین علی (ع)، نهج السعاده،ج 2،ص1501

*****************************


 

    ابتدا گذر نامه زیر را تکمیل نمائید:


 

 

نام:انسان   نام خانوادگی:آدمی زاد    نام پدر:حضرت آدم(ع)    نام مادر:حضرت حوا    لقب:اشرف مخلوقات  

 کنیه:مرغ باغ ملکوت    نژاد:خاکی    صادره از: دنیا    کد ملی:124/14/1

ساکن: دنیا،کهکشان راه شیری،منظومه شمسی،کره زمین     مقصد:عالم برزخ

ساعت حرکت و پرواز:هر وقت که خدا صلاح بداند(هنگام رسیدن اجل)    مکان فرود:قیامت،صحرای محشر

 

*****************************


 

وسایل مورد نیاز:1-سه قطعه پارچه سفید2 -ایمان3 -اعمال نیک و صالح 4-ولایت ائمه ی اطهار(ع) 5-تقوا 6-انجام واجبات 7-ترک محرمات 8-اعتقاد و باور داشتن به اصول دین 9-آشنایی و عمل به فروعات دین 10-امر به معروف 11-نهی از منکر 12- دعای والدین و مؤمنین 13-حج 14-روزه 15-توبه 16-نماز اول وقت

وسایل همراه:فضایل اخلاقی - نماز شب -  کمک و همدردی با فقرا – خواندن ادعیه -  تلاوت قرآن

توجه:

1-خواهشمند است جهت رفاه خود خمس و زکات و دیگر وجوهات شرعیه و دیون را قبل از پرواز پرداخت نمائید.

2- از آوردن ثروت،قدرت،شهرت،مقام،منزل،ماشین،وسایر امور مادی و دنیوی حتی داخل فرود گاه خودداری نمائید.

3- حتما قبل از حرکت به بستگان سفارش نمائید، از اوردن دسته گلهای سنگین، سنگ قبر گران و تجملاتی ونیز مراسم پر خرج خودداری  نمائید.

4- جهت تسهیل در این سفر و یادگاری قبل از پرواز و کوچ کردن، وصیت نامه خود را بنویسید و کفن خود را تهیه نمائید.

5- از آوردن بار اضافی از قبیل حق الناس، مال حرام، موسیقی حرام، بی عفتی، بد حجابی و بی حجابی، ربا خواری، شرابخواری، سستی در نماز،غیبت، ،تهمت،دروغ،و دیگر معاصی جداً خود داری نمائید                  

برای کسب اطلاعات بیشتر به قرآن مجید، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه، و سنت پیامبر اکرم(ص) و سیره ائمه اطهار(ع)مراجعه فرمائید

تماس و مشاوره به صورت شبانه روزی- رایگان(صلواتی)-مستقیم و بدون وقت قبلی می باشد.

در صورتیکه قبل از پرواز با مشکلی بر خوردید با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید.

45 سوره بقره 197 سوره بقره - 36 سوره نساء 55 سوره اعراف 2و3 سوره طلاق

امید واریم سفر آسوده ای در پیش داشته باشید.    

                                                                       مدیر کاروان، قابض الارواح، ملک الموت عزرائیل                                               به امید لقاءا...