مکه
 
 
 
نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : یکشنبه 94/12/9
نظر

مردم ایران اسلامی ، در سایه این انقلاب پر افتخار ، حماسه ای دیگر آفریدند و آفرین به عظمت نظام و انقلاب اسلامی ، که عزم همه سلایق را بر استحکام ریشه های پرصلابتش راسخ کرده است و این محقق نشده است جز با درایت و اندیشمندی ، بزرگ مرد انقلابی جهان ، امام خامنه ای...

آفرین بر این ابر مرد جهان، که پس از 37 سال سپری شدن این انقلاب ، همه جریانات سیاسی و جناحی را بر سر سفره این نظام و انقلاب نشاند و چنان مدیریت می کند که عوام و خواص جامعه ایران با  هر تفکر و عقیده ای و با گرایش به هر طیف و جناحی ، چنگ و دندان تیز کرده اند برای حفظ و حراست از این انقلاب و این نظام و بحق که این معجزه ی قرن است...

و چه ساده اندیشند ، آن عده ای  که  متوهمانه لحظه به لحظه ، در صد تصاحب کرسی های انتخابات را به طیف و جناح خود به رخ می کشند و  این تصاحب  را به مثابه تکاثر دانسته  و دلیلی بر تصاحب این نظام و انقلاب می پندارند و رای مردم را که صاحب شدند ، خود را ولی نعمت مردم می پندارند ، غافل از اینکه این نظام و این انقلاب و مردمش فقط یک صاحب دارد که  امام و مردم این کشور ، همگی زیر سایه آن صاحب والا مقام ، باید برای اقتدار این مسیر الهی بکوشند تا لوای پر افتخارش را به دستان پرنورش بسپارند ، نظامی که صاحبش روزی با ندای انا المهدی ، خط بطلانی بر تمامی فتنه های کور زمانه خواهد کشید...

ان شاء الله...

و خدا را شکر ، که بخش محدودی از مردم ایران اسلامی  و تعداد اندکی از سران و نخبگان سیاسی کشور که مدتها بود ، با بهانه های واهی در قالب ، قهر و تحریم و انتقاد سر ناسازگاری را در پیش گرفته بودند ، مجبور شدند به راه این نظام و ولایت و انقلاب باز گردند و ندای رهبر خود را لبیک گفته و دوشادوش مردم رای دادند ... رای به هر کس که دوست داشتند... رای به هر لیستی که دلشان خواست ... رای به افرادی که شورای نگهبان این نظام آنها را تایید کرده بود و صالح برای نشستن بر کرسی مجلس و خبرگان دانسته بود... آفرین بر مردم ایران.

و هزار آفرین بر این رهبر عظیم و والا مقام که این چنین تدبیر عالمانه ای نمود و همه را  در دایره ای این نظام به دور هم نشاند.

در فضای سیاسی ایران هر دوره و هر زمانی گروهی و افرادی می آیند و  با رای مردم انتخاب می شوند و در این میان، تا فرد یا گروهی از دایره نظام و خطوط قرمز نظام خارج نشده است و از قوانین نظام عدول نکرده و مسیرش از مسیر مردم و انقلاب و نظام و ولایت تغییر  نیابد ، جایگاهش در نظام و در بین مردم مستحکم و محترم است و قطعا مصداق آن سخن گهر بار امام راحلمان واقع نخواهد شد که فرمودند ، این انقلاب را به دست نا اهلان نسپارید. 
هر چند در برهه هایی از این 37 ساله نظام ، برخی از نااهلان  در مسیر پرنور این نظام  ناخوانده وارد شدند و خواستند تا در گوشه هایی از این عرصه پهناور اقتدار ، خدشه ای وارد سازند ولی به یاری الهی و بصیرت مردمی این گردبادهای فتنه  به سرعت با دستان بصیرت مردم و تدبیر و هدایت عالمانه رهبری  به کناری زده شدند ، برای مثال ، نا اهلانی که روزی با عوامفریبی رای همین مردم را کسب کردند و در مجلس بودند و گاهی با گرا دادن به دشمن و گاهی با از پشت خنجر زدن و زمانی با تحصن و ارائه لوایح  مغرضانه خواستند ضرباتی بر پیکره این نظام وارد کنند ولی نتوانستند و اکنون به دامن منحوس غرب  خزیده اند و هر کدامشان پناهنده به سوی دشمن شده اند، امثال نخبگانی که در مجلس ششم  و دولت اصلاحات بودند و اکنون در اتاقهای فکر براندازی نظام در دستگاههای امنیتی اسراییل و انگلیس و امریکا جیره می خورند.

دعا می کنیم، سرانجام هیچ کس اینچنین نشود که در کسوت خیانت به نظام و وطن و خاک و میهنش روزی بخورد که بدترین نوع زندگیست.

و نمونه ای دیگر : نا اهلان آنهایی بودند که روزی پس از رای پر افتخار مردم ، ندای تقلب سردادند و با همیاری و همکاری دشمنان قسم خورده ایران ، کشور را تا مرز نابودی پیش بردند و هنوز هم  حاضر به توبه و رد ادعاهایشان نیستند، هر چند برخی از آنها مجبور شدند برای احیای حیات سیاسیشان ، تن به رای مردمی بدهند که روزی قصد خیانت به  رای آنها را داشتند  و تن به همان مکانیزم انتخاباتی دادند که روزی این مکانیزم را زیر سئوال بردند و این یعنی اقتدار رهبر و امام جامعه و این یعنی حقانیت و فراگیری نظام اسلامی ایران .

سرفراز باشد این نظام و این انقلابو سایه رهبری بر سر این نظام مستدام باد.


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : جمعه 94/11/30
نظر

چرا این روزها دلبستگان و دلسوزان نظام مدام هشدار می دهند که ، ای مردم دقت کنید ، دوباره مجلسی مانند مجلس ششم تشکیل نشود؟

در تاریخ انقلاب، مجلس ششم شورای اسلامی، پرحاشیه ترین و سیاسی‌ترین مجلس تشکیل شده به حساب می‌آید که نمایندگان حاضر در آن، در طول 4 سال نمایندگی خود، جنجال‌ها و حواشی فراوانی را از جمله طرح اصلاح قانون مطبوعات در ماه‌های ابتدایی مجلس ششم، به وجود آوردند.

اما سال 82 و در آستانه انتخابات مجلس هفتم، بسیاری از نمایندگان اصلاح طلب مجلس به دلیل مواضع و رفتارهای افراطی و مغایر انقلاب اسلامی خود، توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند. همین مساله، بهانه‌ای شد تا افراطیون اصلاح طلب جنجال خود را علیه «نظارت استصوابی» شورای نگهبان آغاز کنند و در اقدامی ساختارشکنانه، دست به تحصن و روزه سیاسی در مجلس بزنند. 

 
این حرکت، آن‌چنان که مورد نظر متحصنین بود، با استقبال مردم مواجه نشد و آنها پس از 27 روز، مجبور به شکستن تحصن شدند. اما نقشه بعدی براندازان نظام برای بحران آفرینی و خلق کودتای سیاسی علیه انقلاب، تهدید به استعفای دسته جمعی وزرا و استانداران بود که حتی به مرحله تهدید وزارت کشور به عدم برگزاری انتخابات هم کشیده شد.
این غائله نیز با عدم همراهی مردم با فتنه‌گران و درایت و مدیریت رهبر انقلاب خنثی شد و خطر کودتا گونه‌ی دیگر از سر جمهوری اسلامی گذشت.

نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : جمعه 94/11/30
نظر

جریان سازی علیه روحانیت  راستی و انقلابی ، یکی از شیوه های اعمال دشمنی و راه انداختن جنگ روانی توسط دشمن حیله گر است، چرا که دشمنان می دانند یکی از مهم ترین عوامل پیروزی انقلاب و اتّحاد اقشار مختلف جامعه، نفوذ معنوی روحانیت و مقبولیت آنها در بین ملت است لذا دریافته اند که با خدشه دار کردن وجهه ی روحانیت و جریان سازی علیه آن ها می توان باعث اختلاف و تفرقه بین مردم و به منافع و خواسته های شوم خود دست یافت.

امام خمینی (رحمه الله) در این خصوص، می فرماید: «اعلام خطری را که به ملت ایران می کنم این است که جریانی در کار است که روحانیت را کنار بگذارند و جریانی در کار است که شما را از روحانیت جدا کنند و آن کنند که بر سر ملت در زمان محمد رضا آمد، منتهی به یک صورت دیگر. بیدار شوید ای ملت، بیدار شوید ای روحانیت... بیدار شوید و این جریان را خنثی کنید و نگذارید ملت شما و مملکت شما انحراف پیدا کند از آن راهی که شما دارید که راه اسلام و راه خدا و خط رسول اکرم (ص) است.


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : سه شنبه 94/11/27
نظر

حوزه انتخابیه ای شبیه داستان مسجد مهمان کش

در داستانی که مولوی در دفتر سوم  مثنوی معنوی آن را آورده است آمده است : در اطراف شهر ری مسجدی بود که هر کس پای در آن می‌گذاشت، کشته می‌شد. هیچکس جرأت نداشت پا در آن مسجد اسرارآمیز بگذارد. مخصوصاً در شب هر کس وارد می‌شد در همان دم در از ترس می‌مرد. کم کم آوازة این مسجد در شهرهای دیگر پیچید و به صورت یک راز ترسناک در آمد.
یک حکایت گوش کن ای نیک‌پی         
مسجدی بد بر کنار شهر ری
هر کسی گفتی که پریانند تند
اندرو مهمان کشان با تیغ کند
آن دگر گفتی که سحرست و طلسم
 کین رصد باشد عدو جان و خصم
آن دگر گفتی که بر نه نقش فاش
بر درش کای میهمان اینجا مباش
شب مخسپ اینجا اگر جان بایدت
 ورنه مرگ اینجا کمین بگشایدت
وان یکی گفتی که شب قفلی نهید
غافلی کاید شما کم ره دهید
 تا اینکه شبی مرد مسافر غریبی از راه رسید و یکسره از مردم سراغ مسجد را گرفت.
تا یکی مهمان در آمد وقت شب
کو شنیده بود آن صیت عجب
از برای آزمون می‌آزمود
زانک بس مردانه و جان سیر بود
قوم گفتندش که هین اینجا مخسپ
 تا نکوبد جانستانت همچو کسپ
که غریبی و نمی‌دانی ز حال
کاندرین جا هر که خفت آمد زوال
هر که آن مسجد شبی مسکن شدش
 نیم‌شب مرگ هلاهل آمدش
گفت او ای ناصحان من بی ندم
 از جهان زندگی سیر آمدم
مرگ شیرین گشت و نقلم زین سرا
چون قفس هشتن پریدن مرغ را

مردم از کار او حیرت کردند. از او پرسیدند: با مسجد چه کاری داری؟ این مسجد مهمان‌کش است. مگر نمی‌دانی؟ مرد غریب با خونسردی و اطمینان کامل گفت: می‌دانم، می‌خواهم امشب در آن مسجد بخوابم. مردم حیرت‌زده گفتند : مگر از جانت سیر شده‌ای؟ عقلت کجا رفته؟ مرد مسافر گفت: من این حرفها سرم نمی‌شود. به این زندگی دنیا هم دلبسته نیستم تا از مرگ بترسم. مردم بار دیگر او را از این کار بازداشتند. اما هرچه گفتند، فایده نداشت.
گفت می‌خسپم درین مسجد بشب
مسجدا گر کربلای من شوی
مرد مسافر به حرف مردم توجهی نکرد و شبانه قدم در مسجد اسرارآمیز گذاشت و روی زمین دراز کشید تا بخوابد.
نیمشب آواز با هولی رسید
کایم آیم بر سرت ای مستفید
پنج کرّت این چنین آواز سخت
می‌رسید و دل همی‌شد لخت‌لخت
در همین لحظه، صدای درشت و هولناکی از سقف مسجد بلند شد و گفت: آهای کسی که وارد مسجد شده‌ای! الآن به سراغت می‌آیم و جانت را می‌گیرم. این صدای وحشتناک که دل را از ترس پاره پاره می‌کرد پنج بار تکرار شد ولی مرد مسافر غریب هیچ نترسید و گفت چرا بترسم؟ این صدا طبل توخالی است.
بشنو اکنون قصه آن بانگ سخت
 که نرفت از جا بدان، آن نیکبخت
گفت با خود هین ملرزان دل، کزین
 مُرد جانِ بددلانِ بی‌یقین
وقت آن آمد که حیدروار من
ملک گیرم یا بپردازم بدن
بر جهید و بانگ بر زد کای کیا
حاضرم اینک اگر مردی بیا
در زمان بشکست ز آواز آن طلسم
زر همی‌ریزید هر سو قسم قسم
 اکنون وقت آن رسیده که من دلاوری کنم یا پیروز شوم یا جان تسلیم کنم. برخاست و بانگ زد که اگر راست می‌گویی بیا. من آماده‌ام. ناگهان از شدت صدای وی سقف مسجد فرو ریخت و طلسم آن صدا شکست. از هر گوشه طلا می‌ریخت. مرد غریب تا بامداد زرها را با توبره از مسجد بیرون می‌برد و در بیرون شهر درخاک پنهان می‌کرد و برای آیندگان گنجینه زر می‌ساخت...
غرض از این داستان ، تمثیلی بود بر حال و روز فضای سیاسی و انتخابات در یکی از حوزه های انتخابیه...
سالهای سال است که آن دسته از رجل سیاسی که سرشان به کلاهشان می ارزد ، به دایره  کاندیداتوری نمایندگی حوزه انتخابیه مورد نظر ما وارد نمی شوند که ، این مردمان رای دهنده در این حوزه انتخابیه ، رایشان فقط و فقط بر آن کسی تعلق می گیرد که سالیان سال است خدمت کرده و تلاش و از هر  سفیدی و سیاهی برای جذب و تثبیت آرای خود فروگذار نکرده است و این  امر خود باعث آن خواهد شد که مردمان به غیر از نوشتن نام ایشان بر برگه های رای ، اقبالی به  تغییر ذائقه انتخاباتی خود نشان ندهند .
پیر و جوان ، زن و مرد ، در این حوزه انتخابیه ، ذهنیتشان همان ذهنیت مردم آن شهری است که مسجد را مهمان کش می دانستند ، یعنی آنکه خواستار تغییر نیستند و هیچ تلاش و همت و اراده ای برای به تغییر وا داشتن فضای سیاسی شهرشان نخواهند کرد و اما در این میانه ای کاش ، مهمانی وارد می شد به شجاعت و دلاوری مهمان داستان مولانا ، تا طلسم این یکنواختی و رکود فضای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی این حوزه انتخابیه را بکشند...


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/11/26
نظر

استاد شهید مطهری در مورد رشد می نویسد: « رشد یعنى اینکه انسان شایستگى و لیاقت اداره و نگهدارى و بهره‏بردارى یکى از سرمایه‏ها و امکانات مادّى و یا معنوى که به او سپرده مى‏شود داشته باشد.» مجموعه ‏آثارج‏3، ص314

یکی از این سرمایه ها «قدرت انتخاب» است. چیزی که انسان را از حیوان متمایز می کند. قدرت انتخاب سرمایه و امکانی است که اگر با بینش کافی همراه باشد راه های پیشرفت را برای انسان هموار می سازد. در طول تاریخ انسان ها با انتخاب هایشان مسیر خود را تغییر داده اند برخی به اعلی علیین رسیده و بعضی دیگر به اسفل سافلین.

امروزه در نظام سیاسی سخن از انتخاب افرادی است که بواسطه آنها نسبت امور مهم یک نظام قانونگذاری، تصمیم گیری و اجرا می شود. این توده مردم هستند که با انتخابشان مسیرهای آینده را تعیین می کنند. حال باید دید چقدر در این انتخاب ها «رشد» وجود دارد؟ چقدر لیاقت اداره و مدیریت قدرت انتخاب را دارند؟ بد نیست در بررسی رشد در انتخاب از شهر خودمان اردکان و مسائل آن مثال بزنیم. توجه به مسائلی که در ادامه می آید می تواند رشد ما را در انتخاب را نشان دهد.

1. تنها به فکر آبادانی ظاهری شهر بودن و برای فرهنگ مردم به معنای عامش( که شامل ارزش های مذهبی، اخلاق عمومی، شایسته سالاری، ازدواج و مسکن جوانان است) اهمیت چندانی قائل نشدن غفلت از اساسی ترین نیاز هر انسانی است.

2. بزرگ کردن انتساب های فامیلی و تعصب نسبت به افراد و عدم توجه به ویژگیهای شخصیتی آنها خود اشتباه بزرگی است.

3. عدم توجه به نقش نماینده در قانونگذاری و دیگر وظایف کلان کشوری و بزرگ کردن خدمت به شهر خود مساله ای است که بسیاری از آن غافلند.

4. باید توجه داشت که در شهرهای کوچک انتخاب نماینده مجلس تنها به معنای انتخاب یک فرد نیست بلکه بسیاری از عزل و نصب ها به دلیل پشتوانه مردمی داشتن، توسط او انجام می گیرد. پس انتخاب نماینده یعنی انتخاب یک حلقه مدیریتی برای شهر و احیانا انتخاب کسانی که تنها عضو جریانی خاص هستند و تجربه اجرایی چندانی ندارند.

5. نکته مهتر از همه اینکه نماینده نقش بسیار مهمی در تدوین سیاست های کلی شهرستان دارد. با یک نگاه ساده می توان فهمید که سیاست های نادرست امروزی چه مصیبتهایی را بر اردکان تحمیل نموده است. توسعه بی حد و حصر صنایع و به دنبال آن ورود جمع کثیری از کارگران غیر بومی که حامل فرهنگی متفاوتند، از بین رفتن امنیت عمومی مردم، تهدید جدی محیط ریست و مانند آن نتیجه این سیاست های نادرست است.

توجه به این نکات و در نظر گرفتن آنها انتخاب ما را به یک انتخاب رشیدانه تبدیل خواهد کرد. واقعیت این است که انتخاب افراد تنها از روی تعصب، جناح های سیاسی، داشتن نفوذ در رده های بالا، نبودن رقیب جدی و مانند آن فرسنگ ها با «رشد انتخاباتی» فاصله دارد. حال که مردم اردکان مشکلات شهر خود را با جان خود لمس می کنند، -مشکلاتی که ناشی از حلقه مدیریتی بسته مدیران شهرستان بوده که نماینده نقش پررنگی در آن داشته و دارد- باید دید در این مرحله انتخاب رشیدانه ای خواهند داشت؟؟

نویسنده : حمید کمالی اردکانی


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/11/26
نظر

 

شنیده ایم که روزی روزگاری در تاریخ اسلام ، امیر المومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام برای رتق و فتق امور غیر عمومی بیت المال ، شمع بیت المال را خاموش کرد...

فضای عمومی ، امکانات شهری ، میادین و معابر و هر آنچه در یک شهر در معرض دید همگان است ، بیت المال حساب می شود که هیچ ، بهره مندی از این ظرفیتها هم قطعا می بایست بر اساس انتفاع عادلانه و ضرورت و اولویتها صورت گیرد.

منابع در آمدی هر شهر نیز مشخص و تعریف شده است  و همانند پدری که زحمت می کشد و در آمد کسب می کند ولی از محل در آمد او تمامی اعضای خانواده و حتی تمامی بخشهای یک خانه تحت مدیریت او منتفع می گردند.

هیچ مسئول و مدیری و حتی اعوان و انصار و دوستداران آنها ،  در یک شهر نباید ، بهره مندی از امکانات و فضای عمومی شهر و جامعه را ملک طلق خود بداند  و بر فرض اینکه امکانات و فضا و ظرفیتی بر اساس نوع منصب و فعالیت در شهر تولیتش بر عهده  آنها قرار گرفته است ،  دلیل بر استفاده غیر عمومی از آنها نمی شود.

با این مقدمه ، به سراغ یکی از ظرفیتها و فضاهای عمومی شهر که خود نوعی بیت المال است می رویم و آنهم فضای تبلیغاتی و اطلاع رسانی شهر است.

کم و بیش در مناسبتهای مختلف شاهد آنیم که بنر ها و تقدیرنامه های عریض و طویل در جای جای فضای تبلیغاتی میدانی شهرمان رخ می نمایاند که این مهم برترین جایگاه برای کسب شهرت و یا تقویت جایگاه و شان فرد یا افرادی می تواند باشد.

آیا صحیح است از فضای بصری تبلیغاتی شهری برای  تقدیر و تشکر از  مسئولی که  مدیریت فضای تبلیغات شهر در حیطه تصدی ایشان می باشد ،  استفاده شود ؟

آیا دیگر مسئولین  ، مدیران ، کارشناسان خبره ،  متصدیان امور دیگر شهری حق انتفاع از این فضا و ظرفیت را ندارند؟

و اما نکته ریز تر در این موضوع ، نصب بنرهای قدردانی از شهردار در مسیر راهپیمایی 22 بهمن امسال است ...

راهپیمایی 22 بهمن یک همایش بزرگ عمومی  است و ظرفیت و فضایی است که باید با هدف بازتابهای جهانی آن را با حضور همه سلایق و اقشار  برگزار کرد و قطعا  ظاهر و فضای بیرونی و درونی آن باید  به گونه ای باشد که  برداشتهای عمومی و  فرا شهرستانی داشته باشد و به هیچ وجه محلی برای  رخ نمایی  موضوعات  شهری  نباشد چه برسد به شخصی !!!

جدای از اینکه ، بر اساس شنیده ها ، یکی از مصوبات شهرستانی این بوده که تمامی بنرهای سطح شهر در مسیر راهپیمایی جمع آوری شود .

چطور می شود در اقدامی خود جوش ( بخوانید از پیش طراحی شده ) به یکباره چندین بنر تشکر و قدردانی از خدمات یک مسئول خاص در گوشه گوشه فضای تبلیغاتی شهر آنهم درست در شب 22 بهمن و آنهم دقیقا در نقاط حساس مسیر راهپیمایی 22 بهمن  می روید...

 فرض  اول اینکه این نوع بنر ها از سوی شهرداری   نصب نشده باشد ، سئوال اینجاست : عوامل  شهرداری محترم که یک بنر یک متر مربعی مربوط به اطلاع رسانی  یک طرح قرآنی یک مرکز فرهنگی در شهر را  که بدون  هماهنگی با آنها نصب شده  و  در عرض کمتر از یک ساعت بعد از نصب رصد می کنند و آن را جمع آوری می کنند  حالا  بالغ بر شش بنر  هر کدام حداقل 12 متر مربعی آنهم در مسیر راهپیمایی 22 بهمن که از صبح زود  عوامل شهرداری مسئول نظافت و پاکسازی مسیرند را نمی بیند؟

 فرض دوم  اینکه ، خب ندیده اند ، ولی دیگران دیدند و پیگیری کردند و خواستار جمع آوری آن شدند ولی شهرداری بهانه تنگی وقت کرد !  راس ساعت 9 و 11 دقیقه اولین تماس نگارنده با فرماندار شهر در خصوص این موضوع بوده است و راهپیمایی رسمی بعد از 10 و نیم آغاز شده ، این مدت برای جمع آوری بنر ها زمان کافی نیست؟

فرض سوم اینکه ، اگر خدای نکرده مدیریت پشت پرده تهیه  نصب این بنر ها اعوان و انصار خودشان باشند ! و به اسم مردم و هر محله ای ! ...

باید پرسید ، اهداف چیست؟

 انتقام از یک انتقاد ؟

و یا شاید طرحی برای فردا!!!؟؟؟

و آخرین درخواست:

این همه مسئول و مدیر و رئیس و زحمتکش در شهر داریم ... پیشنهاد می شود  همان  مردم و اهالی محلات ( ؟؟؟) که اتفاقا خیلی هم قدر شناس  هستند ! ، در راهپیمایی سال آینده ، کل مسیر راهپیمایی را داربست فلزی بزنند و نمایشگاهی از تقدیر نامه و بنر های تشکر از مسئولین رده بالا تا پایین را نصب کنند تا در معرض دید همه مردم باشد...

 


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/10/21
نظر

بار دیگر شاهد قرائت انشائی جسورانه از ریاست محترم مجلس جناب آقای علی لاریجانی خطاب به آمریکا و مقامات فاسدد عربستان بودیم. در سیاست گفته اند؛ اگر بلوفی از طرف دشمن جدی گرفته شود اثرش از چند جنگ بیشتر خواهد بود ولی اگر دشمن بداند که این تنها یک بلوف است و پشتوانه ی عملی به غیر از قرائت یک انشاء زیبا در پی ندارد! آنگاه پاسخش، زهی خیال باطل خواهد بود!

اقای لاریجانی در ابتدای جلسه علنی روز یکشنبه 20 دی 94 گفت: «در اقدامی که چندی پیش در مورد روادید در خلال بودجه آمریکا انجام گرفت، قطعا مخالف روح برجام بود و اگر آن را اصلاح نکنند، از طرف ایران مقابله به مثل خواهد شد و در این زمینه تدبیر شده است ... در مورد این چند طرح نیز اگر دولت آمریکا مانع نشود، نمایندگان ملت در مجلس طرح‌های مقابل آن را به اجرا در خواهند آورد ... چنانچه این مسیر را دنبال کنند، ما چه در زمینه دفاعی و چه در فعالیت هسته‌ای تجدیدنظر می‌کنیم.»

به جرأت می توان گفت؛ اگر آقای لاریجانی و همفکران ایشان در صحن علنی مجلس اجازه داده بودند که نمایندگان ملت، برجام را طبق اصول 77 و 125 قانون اساسی بررسی و تصویب نمایند، امروز نیازی به خواندن انشاء و بلوفهای بی حاصل و توخالی نبود، زیرا آمریکا به خوبی می داند که دستان ایران بخاطر ترس و بی تدبیری دولت اعتدال بسیارک خالی است و به جز بخش ناچیزی از تعهدات ایران همگی به مرحله اجراء در آمده است، پس رئیس مجلس پیش از اینکه ملت را سرگرم قرائت انشاء و فرافکنی کند، بهتر است بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی که قبلاً اجراء پروتکل الحاقی را به حالت تعلیق درآورده بودند و دولت بی تدبیر در حال اجراء دواطلبانه آن بر خلاف مصوبه مجلس می باشد، از دسترسی جاسوسان آژانس بین المللی به تأسیسات هسته ای کشور طبق پروتکل الحاقی جلوگیری نمایند تا کدخدا(آمریکا) از اقدامات شیطنت آمیز خود دست بردارد

جناب آقای لاریجانی بدانند؛ که وقت و زمان را از دست داده و نمی توانند از عنصر زمان برای تحت فشار قرار دادن آمریکا استفاده نمایند! پس رجز خوانی آقای لاریجانی همانند کسی است، که به فردی رسید و دید گریان است. سبب گریه اش را پرسید؛ آن شخص گفت: اگر یک دقیقه زودتر رسیده بودم از اتوبوس جا نمی ماندم. سئوال کننده گفت: شما طوری گریه می کنی که انگار اتوبوس دو ساعت قبل رفته!
 


نویسنده : مبین اردکان
تاریخ : دوشنبه 94/10/21
نظر

سیاستی بدون دیانت...

وقتی در عالم سیاست ، سیاسیون در عرصه بین المللی ، ذره ای دین نداشته باشند ، تمامی اهداف شوم خود را با طراحی سناریوهای پیچیده ای ، چنان محقق می کند که آخر کار ، خودشان هم از این موفقیت بیش از اندازه ذوق می کنند، چرا که  در مشی استعماری  سیاست منهای دیانت ، این سناریوهای از پیش طراحی شده برگرده ی همانهایی اجرا می شود که گاهی دین دارند ولی سیاستشان مثل دینداریشان همراه با بصیرت و فهم کامل نیست...

نمونه اش را این چند روزه  دیدیم ... سیاست بی دیانت استعماری یک سناریوی از پیش طراحی شده  ای را اجرا کرد ، که مهرهایش یک به یک به ترتیب  و هر کدام توسط مثلا گروههای مسلمان بی سیاست و بی بصیرت اجرا شد...

1-      رهبر شیعیان عربستان ( شیخ نمر) بدون هیچ دغدغه ای کشته شد آنهم توسط مسلمانان بی بصیرت عربستانی !

2-      به سفارت عربستان در ایران در اعتراض به این اقدام ، تعرض شد ، آنهم با یک بازیگردانی ساده و توسط  مهرهای بی بصیرت  و خود فروخته و فریب خورده و اجیر شده که اتفاقا مسلمان هم هستند  و تعداد زیادشان هم ایرانی !

3-      چند کشور مسلمان ، به سادگی بازی خوردند و روابطشان را باکشوری که می توانست الگوی بصیرت  و انقلابیگری برای آنها باشد ، قطع کردند !

4-      عوامل داخلی کشور مسلمان ایران ، که مثلا خود را اهل سیاست می دانند ، به سادگی فریب خوردند و عامل مورد های 2و3 را نیروهای ارزشی داخل نظام خوانند و حتی در برخی پیامها و بیانیه ها نیز این فریب خوردگی مشهود است و نوعی گرا به دشمن نشان دادن محسوب می شود . و باز هم سیاستمداران استعماری در این موضوع به ریش همه خندیدند و تفرقه ای عظیم داخلی را دامن زدند.

5-      بیانیه ها و محکومیتهای  حمله به سفارت عربستان که کاملا منطقی هم می باشد ،  سرپوشی شد برای اینکه انگشت اتهام بر سرکوبی تفکر شیعی به سمت اتهام وحشیانه بودن حمله به سفارت نشانه رود.

6-      اعتراضات جهانی و همه گیر بر علیه اقدام عربستان که می توانست تداوم داشته باشد و منجر به اعتراضات بین المللی شود و اذهان جهانیان را بر علیه ظلم و بیدادش بشوراند ، در نطفه خفه شد و شاید ، سناریوی بعدی سیاستمداران استعمارگر بی دین ، این باشد که رهبران انقلابی در دیگر کشورهای مسلمان را هم می شود همین گونه سرکوب کرد و دودش را به چشم خودمسلمانان سوق داد...